|
حرفای پسرونه |
|
|
سلام سلام سلامممممممممممم سلام به زیبایی شیرین ترین لبخند رانی سلام به گل روی ماه تمام طرفدارای ملکه بی چون و چرای بالیوود رانی موکرجی بازم اومدم. بازم برگشتم هر چند که قبول دارم دیر به دیر میام. می خوام از همه شما طرفدارای عزیز رانی تشکر کنم که این همه از من حمایت می کنین و منو برای نوشتن واسه این دختر زیبا حمایت می کنین. خصوصا از همراهان نزدیکم یعنی سیما خانوم که با عکس هایی که درست می کنن نشون میدن که شهرت و زیبایی رانی عالم گیر شده. و ساناز خانوم که زحمت ترجمه بیشتر خبر هایی که میزارمو میکشن همچنین از فاطمه خانوم، نسرین خانوم. و دوستانی که جدیدا باهاش آشنا شدم مثل ریحانه خانوم، مریم، الهام خانوم، پریچهر خانوم، مهدیس خانوم، و بقیه بالیوودیا مثل تینا خانوم، تانیا خانوم، فریده خانوم، و تمام کسایی که دلشون به عشق رانی میتپه و واسه موفقیتش دعا میکنن.
بچه ها بازم ازتون معضرت می خوام از اینکه دیر کردم آخه تازه یکی دو هفته هستش که امتحانات پایان ترمم تموم شده و دارم یه نفسی تازه می کنم. این ترمم چون توی زمستون به خاطر پایین اومدن فشار گاز خیلی وقتمون تلف شد، خیلی برام سنگین بودش. منم که سقف واحد برداشته بودم و مدیر پخمه دانشگاهمون طوری برنامه ریزی کرده بودش که 6 تا امتحانم بدون وقت پشت سر هم افتاده بود و واقعا طوری بهم فشار آورد که دیگه آخراش به غلط کردن افتاده بودم. به خدا تحت تاثیر فشار امتحانات اونقدر وزن کم کردم که خانوادم و دوستای نزدیکم وقتی که بهم نگاه می کنن از خنده روده بر میشن. من واسه آپ قبلیم کسی رو صدا نکرده بودم چون نمی خواستم تمرکز دوستان رو از درس خوندن منحرف بکنم ولی لازم می دونم از همه کسایی که از روی بزرگواریه خودشون امدنو برام نظر گذاشتن تشکر کنم. بچه ها یه چیز دیگه من تصمیم گرفتم که از این به بعد بازم توی وبلاگم شعرامو بزارم. البته من دوست ندارم شعر تکراری جایی بزارم ولی چون این یکی به نظرم قشنگ بودش واسه همین میزارمش. بچه ها آخرین هفته این ماه دو تا مناسبت بزرگ وجود داره یکیشون سالگرد تاسیس وبلاگمه و اون یکی که مهمتره تولد خودمه که می خوام یه آپ واسشون بکنم. و این آپم مدت نمیدون بگم خوشبختانه و یا متاسفانه مدت کمی بالامیمونه. در ضمن اگه لازم باشه قسمت دومشم میزارم.
رانی موکرجی خیر ترین بازیگر بالیوودی رانی در بیمارستان هولی فمیلی ، یک بخش 4 تخت ِ برای مراقبت های ویژه برای کودکان به خرج خودش افتتاح کرد . اRani's Grace !!! اینطور که تو خبرها اومده ، این کار رو با اهدا 25 لاک پولی انجام داده که در مسابقه kaun banega cerorepati 3 برنده شده . (آفتاب خانوم از پرشین بالیوود) MASTER BOSS بچه ها وژدانا اگه نگاه کرده باشین متوجه میشین که من توی هر آپم حداقل یه خبر در مورد کمک ملکه بالیوود به بیماران و مستمندان که برای بازگشت مجدد به زندگی احتیاج دارن که از دستشون یکی بگیره، نوشتم. نمی دونم چی باید بگم و چطوری باید از رانیه عزیزم به خاطر این عمل انسانی که همیشه انجام میده تشکر کنم. رانیه عزیزمون با اینکه مشغله کاریه زیادی داره و همیشه سر فیلم برداریه با این حال هیچ وقت خودشو با این بهانه ها نسبت به وظیفه ای که هر انسان غنی درمقابل اغنیا و نیازمندان داره، دور نمیکنه. و این بار هم می بینیم که رانیه عزیزمون بار دیگه برای اون دسته از کودکان که از همون دوران بچگی دچار بیماری های صعب العلاج شدن و نیاز به مراقبت های ویژه برای درمان دارند، هزینه ساخت بک بخش مراقبت با تمام امکانات مورد نیاز رو تقبل کرده تا نشون بده که هیچ وقت تحت تاثیر لقب و شهرت خودش قرار نگرفته و اون هم مانند ما و همه انسان های دیگر حق خودشو در قبال این مسئولیت انسانی ادا می کنه. رانیه ما به عنوان ملکه بالیوود همیشه از این کار ها انجام میده، و هیچ وقت هم از کسی انتظاری نداشته. در حالی که خیلی کمتر شنیده میشه که بازیگر زن دیگه ای هم در چنین میادینی حضور داشته باشه و بر حسب وظیفه انسانی که داره، در حد بضاعتش، قدم مثبتی برای بهبود شرایط زندگی و معیشتی طبقات پایین جامعه برداره. در هر صورت این حرکت کمتر از سایر بازیگران دیده میشه و وقتی که ملکه و کینگ خانه بالیوود یا سلمان خان حرکتی در این زمینه می کنن. رقیبان حسودشون فورا این شایعه رو به زبون ها میندازن که فلانی فقط برای کسب محبوبیته که یه همچین کارایی انجام میده. و با بد کردنه چهره این سه شخصیت خودشون رو هم از انجام این کار تبرعه میکنن. که واقعا جای تاسف بسیار داره. و این به نظر من یکی از بزرگترین گناهانی هست که آدم تویه زندگیش می تونه مرتکبش بشه یعنی بیاد عمل خیر یه نفر رو با هدفی غیر از عمل انسان دوستانه معرفی کنه و به اون شخص تهمت بزنه و عمل اونو وسیله ای برای جلب توجه افکار عمومی و کسب شهرت و ریا معرفی کنه. اما باید اینو بدونه که خداوند هیچ وقت این گناه اونو نخواهد بخشید. پس بهتره که ما آدما هیچ وقت روی کارهای دیگران اسم نزاریم و اونا رو بد جلوه ندیم. تا اون شخص از عمل خودش دلشکسته و خجالت زده نشه. خود منم به شخصه خیلی به این مسائل اعتقاد دارم. ولی نکته ای که به نظر من جالب اومد اینه که اگه یه نگاهی به بازیگرای تراز اول سینمای خودمون هم بزنیم متوجه میشیم که خیلی خیلی کم اتفاق میفته که چهره معروف و برجسته ای پیدا بشه که بیاد یه همچین کاری انجام بده. البته من نمی تونم در این مورد اظهار نظردقیقی بکنم. چون خیلی تو نخ سینمای ایران و حواشی اون نیستم. البته شایدم این خیرین روشن فکر هنرمند دوست ندارن که در ملع عام این کار هارو انجام بدن و یا دوست ندارن که عملشون اطلاع رسانی بشه. ولی در هر صورت باید اینو دونست که در هر شرایط ممکنی، اولین وظیفه هر انسان خدا شناسی کمک به همنوعان هستش. در پایان می خوام بگم. هر چند که میشه با توجه به زاویه دید متفاوت هر انسانی، این عمل نیکوکارانه اونا رو یه جوری تعبیر کرد. و حتی گفت که کارشون نه از رو یه حس بشر دوستی بلکه برای معروف و محبوب شدن و ریا هستش. ولی اینو نباید از یاد ببریم که واقعا تویه همین بخشی که رانی هزینه ساختشو تقبل کرده سالیانه چند صد نفر کودک بیمار معالجه خواهند شد و زندگیه دوباره بدست خواهند آورد. من میخوام بگم مهم نفس عمله نه نیتش. همین که این عده بازیگر میان قسمتی از درآمد حرفه خودشونو در راه پیشرفت جامعه خرج می کنن. یه عمل مثبتی برای کم کردن تضاد طبقاتی که حاصل از توزیع ناعادلانه ثروت هستش، برداشته میشه، واقعا جای خوشحالی داره. که با نگاه دقیق تر به وضع معیشتی مردم هند و در زیر فقر قرار داشتن 80 درصد این جامعه، واقعا نمایش دهنده بحران در این کشور هستش که سالها نیاز به برنامه ریزی دقیق و بلند مدت داره. و البته قابل ذکره که ما و شما خوانندگان این وبلاگ هم با این شرایط فاصله چندانی نداریم.
اظهار نظر ملکه بالیوود در مورد ازدواج و تحلیل مصاحبه او ***راني:من بايد شخصي رو پيدا كنم كه باهاش ديت داشته باشم*** در مورد زندگي شخصيش ...راني همه ي شايعاتي رو كه به او و آديتيا ربط ميدن مهمل ميدونه. من هنوزم دنبال شخصي ميگردم كه بتونم باهاش ديت داشته باشم وطول مدتي كه با او ديت دارم ميفهمم(كشف ميكنم)كه آيا ميخوام باهاش ازدواج كنم يا نه بعد از ازدواج با او من عاشقانه دوست دارم كه ازاو بچه داشته باشم. و بعد كه اونها بزرگ بشن من تصميم خواهم گرفت كه آيا اونها ميتونن بازيگر بشن يا نه،بستگي به چهره و استعدادشون داره. خوب بچه ها مثل اینکه باز هم بازار شایع پراکنی و گیر دادن به زندگیه خصوصیه رانی در هنگام اکران فیلمش زیاد شده و بازم در به در دنبال رانی راه افتادن که ازش مصاحبه ای چیزی در این مورد بگیرن تا بتون از لابه لایه حرفاش نکته ای رو پیدا کنن تا دو سه روز مونده به اکران فیلمش تویه رسانه های صوتی – تصویری یا مکتوب و هر جایی که بشه در مورد رانی مطلب گذاشت، حرف هایی رو بزنن که مثل پارازیت، تمرکزذهن مردم هند رو نسبت به توجه به اکران فیلم رانی منحرف کنه و توجه اونا رو به مسائل حاشیه ای معطوف به خود رانی و زندگیه شخصیش بکنه. همه ما طرفداران رانی هم دیدیم که سال پیش چقدر این حربه اونا موقع اکران فیلم لاگا موثر واقع شد و روی فروش فیلمش تاثیر گذاشت. من بار ها تویه این وبلاگم اعلام کردم که رانی فعلا هدف و گزینه اصلیش کار کردن در دنیای هنر و سینماست و هنوز هیچ تصمیمی در مورد ازدواج کردنش نگرفته. رانی ما فعلا همون طور که خودش گفته زندگیه هنریش براش از همه چیز مهمتره. و اصلا دوست نداره که مثل بقیه بازیگرای زن زود ازدواج بکنه و یه عمر زمین گیر بچه داری بشه و جاشو به چهره ای جدید بده. البته رانی نیم نگاهی هم به دور و اطرافش هم داره و اگه گزینه مناسبی هم پیش رو باشه و اگه شرایط جور باشه می تونه بهتر روش فکر کنه. ولی من فکر می کنم که فعلا هنوز زوده که بخواد در این مورد تصمیمی بگیره( نگه داره موقعی که من درسمو تموم کردم). ولی من خودم به شخصه دوست دارم رانی با کسی ازدواج کنه که هم از لحاظ شهرت و هم ثروت و قیافه و کلا تویه همه چی مثل رانی آدم نمونه ای باشه. البته تویه خود بالیوود چهره های موفق و گزینه های مناسب خوبی وجود داره، که من یکی خودم کارن رو خیلی می پسندم. از آدیتا هم بدم نمیاد ولی در کل دوست ندارم که رانی با یه شخص گمنامی ازدواج کنه. بلکه بهتره اون شخص از یه خانواده سینمایی باشه تا رانی بعد از ازدواج هم مشکلی برای فعالیت تویه بالیوود نداشته باشه. یعنی یه آدم تحصیل کرده که هم سطحش باشه و بتونه ارزش هنر و فعالیت در سینما رو بدونه و براش احترام قائل باشه. البته من نظر اون دسته از دوستانی که میگن شما همیشه رویه تحصیلات و گرفتن مدرک دانشگاهی قبل از ازدواج، توصیه بیش از اندازه دارید رو قبول ندارم. من نمیگم که این حرف رو تا حالا نزدم.
بله من تویه آپ مربوط به تولد رانی درمورد داشتن تحصیلات عالیه خیلی صحبت کردم. ولی واقعا هم اگه شما نگاه دقیقی به وضعیت جامعه و شرایطی که در بخش اقتصادی و اجتماعی بوجود آمده نگاه کنین. متوجه خواهید شد که چقدر موضوع داشتن مدرک تحصیلی معتبر اهمیت پیدا می کنه. دیگه فکر نمی کنم برای هیچ انسان بالغی این موضوع ناگفته و تاریک باشه که بدون داشتن تحصیلات عالیه نمیشه زندگی رو چرخوند. دیگه همه ما می دونیم که داشتن قیافه زیبا برای ما آقایون هیچ وقت برامون نون و آب نمیشه. هیچ وقت برامون نمیتونه موقعیت شغلی و یا ترفیع درجه ایجاد کنه. دیگه تویه این دوره زمونه کسی نیست که انتظار یه شغل با حقوق ثابت و بیشتر از 150 هزار تومان با مدرک دیپلم رو داشته باشه. حتی هفته قبل رئیس آموزش و پرورش اعلام کرد که دیگه افراد زیر لیسانس رو برای تدریس در مدارس ثبت نام نخواهند کرد. تمام ادارات دولتی کشور سعی میکنن که پاییه حداقل تحصیلات رو فوق دیپلم در نظر بگیرن که حتی با قبول در مراحل گزینش دیگه اون شخص رو استخدام رسمی نمیکنن بلکه به صورت قرار دادی یا پیمانی به صورت دوره های 3 یا 5 ساله پذیرش می کنن. در حالی که در شرکت های خصوصی به کلی پذیرش نیرویه زیر مدرک لیسانس منسوخ شده مگه برای کارهای انبار داری و نامناسب. منظور من از ارائه این توضیحات نشون دادن این نکته بودش که العان اصلی ترین دغدغه یه جوان ایرانی که حدود 22 سالشه، در درجه اول بالاکشیدن خودش از طریق داشتن تحصیلات آکادمیک از دانشگاه هستش. یه جوون ایرانی میدونه که اگه سواد درست و حسابی نداشته باشه اولا نمی تونه کار درست و حسابی داشته باشه ثانیا در جامعه از پایین ترین جایگاه اجتماعی برخوردار خواهد بود . و ثالثا هیچ کسی بهش زن نمیده. من خودمم به شخصه روی این مسئله خیلی اعتقاد دارم و میدونم که هیچ وقت نباید از هدف اصلیم که درس خوندنه منحرف بشم. بابامم هم گفته اگه تا سی سالگی هم بمونی درستو ادامه بدی من هیچ حرفی ندارم و تمام خرج و مخارج تحصیلتو میدم. البته من بیشتر از این نمی خوام زندگیه شخصیه خودمو قاتیه حرفام بکنم ولی دارم صادقانه میگم:اگه بخوام یه کار آبروندانه داشته باشم طوری که مناسب شخصیت و جایگاه خودم باشه و تا پایان مدت اشتغالم از درامدم راضی باشم و فردا بتونم جلویه زنو بچم به حقوق بالا و زندگی که دست و پا کردم افتخار کنم، یکی از مهمترین لازمه هاش اینه که خودمو از لحاظ میزان تحصیلات بالا بکشم وگرنه اگه بخوام با همین فوق دیپلم یا دیپلم برم دنبال کار، ضمن آواره شدن از این اداره به اون اداره حتی اگه کار هم پیدا کنم باید سی سال زیر پاهایه بالادستی ها و اونایی که چند شب بیشتر بیخوابی کشیدن تا سوادشونو از من بالاتر ببرن، له بشم. پس با توجه به توضیحات هرچند ناقصی که دادم میشه به این نتیجه رسید که واقعا چند شب رو روز تلاش بیشتر و فشار آوردن به مغز برای یاد گیریه مطالب درسی میتونه برای یه عمر تویه زندگیه آدما تاثیر بزاره و باعث بشه که آدم یه عمر نون زحمت همون چند شبش رو بخوره. ولی صحبت من فقط در مورد مرد ها نیستش بلکه میشه برای جامعه زنان هم همین حساسیت رو در قالب مناسبش تعریف کرد. من فکر می کنم که زنان در جامعه ایرانی امروز بیش از هر زمان دیگری احتیاج به توجه و برنامه ریزی دارن. متاسفانه در سالهای قبل از انقلاب به دلیل شرایط خاص معیشتی و فرهنگی که در جامعه حاکم بود نقش زنان در جامعه بسیار کم فروق و نازل بودش. و ما هیچ وقت شاهد شکوفایی استعداد ها و بالا آمدن چهره های برتر و سرشناس از قشر زنان در جامعه ایران با تمدن بیش از 3 هزار سال نبودیم و من به غیر از خانوم پروین اعتصامی نام شخص معتبر دیگه ای رو سراغ ندارم البته با تحقیقاتی که کردم متوجه نام دیگر چهره های سرشناس تمدن ایرانی که متاسفانه کاملا گمنام هم هستن شدم که نامشون به قراره زیره: " پوراندخت "، " آزرم دخت " و " آریادخت " که حتی تلفظ اسمشون هم برام غریب و سخت بود. همون طور که می بینین مقام زن در جامعه ایرانی، جایگاه تاریخی نداشته و اگر هم بوده فقط در مضامین عشق و عاشقی بوده مثالش رو میتونیم به داستان شیرین و فرهاد، لیلی و مجنون و سایر داستان های اساطیری که توسط ذهن یک نویسنده عاشق در باب داستان های عاشقانه از روابط یک مرد جگرسوخته و عاشق که مجذوب معشوقه خودش یعنی یه دختر که هفت خط روزگار هستش، بیان کرد. این اون چیزیه که تاریخ از جامعه زنان به یاد داره. من معضرت می خوام از اینکه اینطوری حرف میزنم ولی باید بگم تویه تاریخ ایران زن جایگاهی جز حقارت نداشته چون نه در هنر، نه در ادبیات، نه در علوم، نه در عرصه های مدیریت، و به طور کلی در هیچ جایی به جز در خانه زنان تاریخ ما حضور قوی نداشتن. البته من فکر می کنم که واقعا بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی جایگاه زنان روز به روز در جامعه رو به بهبودی رو پیشرفت حرکت میکنه و ما هر روز شاهد برابر شدن حقوق زن و مرد در جابجای قوانین و مقررات حاکم هستیم. دیگه تویه جامعه ما دختران جوان برای ادامه تحصیل مشکلی ندارن، دیگه دختر های جامعه ما در فشار های شدید و ظالمانه که ناشی از ناهنجاری های فرهنگی که به نا حق به دین ارتباط داده میشود نیستن. دختره جامعه امروزی میتونه خیلی راحت حرفهای خودشو تویه هر مکان و پشت هر تریبونی بزنه و از اینکه میتونه در جامعه خودی نشون بده و در انواع رشته ها چه هنر، چه علوم، چه ادبیات، چه اقتصاد و تمام رشته هایی که توشون به استعداد و قدرت فکری و ذهنیه انسانهای احتیاجه پای به پایه مردان و در بعضی مواقع موفق تر از اونها عمل کنن که مثال آمار ورودی های کنکور میتونه مثال خوبی باشه. من نمی خوام بگم که دیگه هیچ ظلمی نمیشه چرا میشه ما میدونیم که تویه کشورمون قوانین سخت و دست و پاگیر و ناعادلانه از جمله مساله تفکیک جنسیتی وجود داره که باعث میشه زنان ما شرایط سخت اجتماعی و فرهنگی زیادی را تحمل می کنند ولی این وضعیت رو به حرکته به سمت بهبوده. مثالش هم میتونه مساوی شدن کفه ترازوبه برابری حقوق زن و مرد در رابطه با قوانین پیچیده جریان طلاق و دریافت حق و حقوق و حضانت بچه و.....باشه که مدت ها به دلیل قوانین ظالمانه، سنگینیه ترازو به سمت مرد خانواده بود. ولی در هر صورت با وجود مسائد شدن شرایط باز این شما دخترها هستین که باید خودتون تلاش کنید تا بتونین شرایط خودتونو برای تضمین یک آینده موفق و درخشان مهیا کنین. واقعا همون طور که دیگه یک پسر بی سواد تویه جامعه جایگاه اجتماعی نداره به همون اندازه یه دختر جوان که 20 تا 25 ساله هم باید به داشتن تحصیلات عالیه فکر کنه تا واقعا از قافله دختران در حرکت به سویه پیشرفت عقب نمونه. با نگاه به آمار های ورودیه دانشگاهها و سایر مراکز آموزشی میشه به این نتیجه رسید نسل سوم جامعه به تفکیک زن بودن، همه و همه در تلاش برای رسوندن خودشون به جایگاه های بالای اجتماعی هستند. من نمی خوام خیلی رویه این موضوع زوم کنم چون اصلا به موضوع وبلاگم ربطی نداره خیلی هم بی ادبی هستش ولی مشخصه که همه دخترای امروزی میدونن که اگه تحصیلات عالیه نداشته باشن دیگه نباید انتظار اومدن یه خواستگار تحصیل کرده و پولدار رو داشته باشن بلکه باید منتظر اومدن اولین خواستگار مثل خودشون کم سواد و هم شائن و رتبه خودشون که پول و پله ای هم در بساط نداره باشن و برای ازدست ندادنش فورا جواب بله رو بگن. این موضوعیه که خود من به شخصه چند باز از نزدیک شاهدش بودم. صحبت من اینه که زنان تحصیل کرده خیلی بهتر و معقولانه تر میتونن برای خودشون و زندگیشون تصمیم گیری کنن. اونا خودشون می تونن انتخاب کنن کی ازدواج کنن، کی بچه دار بشن و تعدادشون چند تا باشه، چه شغلی رو برای خودشون انتخاب کنن، قدرت تجزیه و تحلیل و اعتماد به نفسشون بالاست، قدرت شناسایی چهره واقعیه مخاطبشون بالاست، به دیگران اجازه دخالت و دستاندازی به زندیگشونو نمیدن و قدرت حل مشکلاتشونم بالاست، دستشون تو جیب خودشونه و به طور کلی از هر لحاظ قدرت و تونایی بالاتری در تصمیم گیریها نسبت به سایرین دارند. البته این بدین معنانیست که اونایی که متاسفانه فرصت ها رو از دست دادن دیگه نمی تونن خودشونو برسونن. بلکه اگه کمی اراده کنن خیلی راحت می تونن کم کم خودشونو به بقیه برسونن و در آینده حتی از اونا جلو هم بزنن. این همون تئوری هستش که بادیدن افراد میانسال در دانشگاه هر روز بیشتر روشن میشه. من درکل می خوام بگم هر چند که نمیشه گفت تنها درس خوندن و موفقیت در این گزینه هستش که آدمو به خوشبختی و موفقیت میرسونه ولی به نظرم بزرگترین عامل خوشبختی همین هستش، و اگه نگاه دقیقی به خانواده های تحصیل کرده جامعه بندازیم و اونارو با شرایط خودمون در کودکی مقایسه کنیم شاید به این نتیجه برسیم که چقدر سطح آموزشی کودکانشون بالاست، چقدر سطح فرهنگ و ادب و سلامت اخلاقی و رفتاری این کودکان بالاست، چقدر امکانات و رفاه در این خانواده ها بالاست چقدر نظارت و توجه به مسیر حرکت رشد کودکان قویست و بسیاری از مزیت های دیگر که همه و همه میتونه برای ما خوانندگان این مطلب بدست بیاد که تنها لازمش اینه که کمی اراده کنیم و بشینیم برای آینده خودمون تلاش بیشتری بکنیم. که موثرترین و موکد ترینشون ادامه تحصیلات هستش.
و رانیه ما هم همیشه به همین مطلب اشاره کرده. رانیه ما به عنوان کسی که سالها برای بدست آوردن جایگاه فعلیه خودش زحمت کشیده و به اصطلاح خاک صحنه خورده داره به شما دخترا میگه که سعی کنین از فرصت ها کمال استفاده رو بکنین. و به نظر من رمز موفقیت رانی هم همین بوده اون هیچ وقت از بازیگری ناامید نشد. تویه سالهای 2000 تا 2002 که میشه گفت روزهای تاریک فعالیت رانی بودش هیچ وقت روحیه خودشو از دست نداد و منتظر موقعیت ها شد و دیدیم که در فیلم موجسه دوستی چقدر زیبا و دوست داشتنی بازی کرد و خودشو به میون بازیگرای درجه یک زن بالیوود رسوند. رانیه ما به عنوان بزرگترین شخصیت زن بالیوود همیشه در تلاش و بالابرده رتبه و جایگاه خودش هستش و می بینیم که همیشه هم دم در خونش یه خواستگار پولدار به نام آدیتا چوپرا فرزند بزرگ ترین و ثروتمند ترین خانواده سینمای بالیوود که از هر انگشتش یه هنر میباره نشسته که نویسندگی می کنه، کارگردانی میکنه، تهیه کنندگی هم میکنه باباشم صاحب بزرگترین و ثروتمند ترین کمپانیه فیلم سازیه بالیووده، خوب دیگه از این بهتر چه موفقیتی میتونه نسیب یه دختر بشه. ولی با این وجود رانی هیچ وقت تحت تاثیر این موضوع قرار نگرفته و همیشه العام کرده که هنوز برای ازدواج برنامه ای ندارم. رانی میگه که من هیچ وقت خودمو در صورت نداشتن همسر، موجودی ناقص و آسیب پذیر ندونستم، بلکه حتی این شرایط رو خیلی هم برای پیشرفت و تکامل بیشتر خودم یه فرصت دونستم. همه ما میدونیم که معمولا بعد از ازدواج خانوم ها دیگه شرایط راحتی برای ادامه تحصیل ندارن و با اومدن یه فرزند هم بیشتر از 80 درصدشون باید قید درس خودندن در دانشگاه رو بزنن. و این اصلا شرایط جالبی نیست چون اونارو از رسیدن به شرایطی که در آرمان هاشون ترسیم کرده بودند دور میکنه و باعث میشه که دچار سرخوردگی و انزجار از شرایط فعلی بشه که در کل میتونه خودشو به شکل های گوناگون و مخرب از قبیل ناسازگاری، نزاع و خیانت به کیان خانواده نشون بده. پس بهتره تویه همین دوران مجردی که محدودیت کمتری وجود داره سعی بکنیم به اون چیزایی که بهش دوست داریم برسیم. من میدونم که دیگه دارم خیلی وراجی میکنم ولی اینجا لازم میدونم به نکته دیگه هم اشاره کنم اونم اینه که من نیومدم اینجا فقط بگم اونایی که تحصیلات دارن آدمم و بقیه نه. این حرف اصلا به صورت بنیادی غلطه و مخ گوینده اون هم به شکل فجیعی تعطیله. هیچ وقت قرار نیست که آدما رو فقط بشه از رویه میزان تحصیلات شناخت. خیلی از آدما هستن که گرچه تحصیلات بالایی ندارن ولی خیلی موفق هم هستن و چهره سرشناسی هم هستن. می خوام بگم درس خوندن فقط یکی از راههای کنکوری برای رسیدن به موفقیت هستش. و میشه خانواده های بسیاری رو دید که دلیل اصلی موفقیتشون نه در داشتن تحصیلات بلکه استفاده از موقعیت ها هستش. واقعا شرم آوره اگه بگم که من دخترهایی رو میشناسم که مدرک لیسانس شونو گرفتن قاب کردن چسبوندن به دیوار ولی خدا شاهده به غیر از نیمرو چیز دیگه ای بلد نیستن بپزن، اصلا بعضی هاشونم اونقدر تیتیش مامانی بزرگ شدن که بلد نیستن یه سفره رو هم واسه خوردن غذا پهن کنن. صحبت من اینه که درسته که به درس خوندن اعتقاد داریم ولی نباید به بهانه اون از یاد گیریه چیزی دیگه ای که اصول اولیه زندگی هستش سر باز برنیم. و اینو بهتره بدونین که در آینده وقتی که ازدواج کردید هیچ وقت شوهرتون ازتون نمی خواد که موقع شام خوردن براش از فرمول ها و ترکیبات شیمایی صحبت کنین. بلکه اون العان که از سر کار برگشته احتیاج به غذای خوشمزه داره که توسط همسر خودش پخته شده باشه. من میخوام بگم که هدف اصلیه یه دختر ایرانی باید در درجه اول یادگیریه اصول اولیه زندگی و خانه داری باشه، چون هیچ شوهری از همسرش انتظار درس خوندن برای نون در آوردن رو نداره بلکه ازش میخواد، که مکمل و همراه زندگیش باشه. یه مرد از زنش در درجه اول انجام وظایف خانه داری و رسیدگی به امورات مشخص و تعریف شده خانه داری رو می خواد. اون میخواد همسرش یه زن کامل باشه که بتونه فردا پس فردا از پس بزرگ کردن بچه بر بیاد. یه مرد از زنش می خواد که احتیاجاتش روحی و روانی شو رو برطرف کنه. در کلام آخر میخوام بگم از نظر یه مرد، خانوم خانه دار و زرنگ بودن خیلی خیلی بیشتر از مدرک قاب شدش ارزش داره. من دیگه نمیخوام بیشتر از این بی ادبی کنم چون نه خودم و نه وبلاگم در جایگاهی نیستیم که بخوام توش این جور مسائل رو مطرح بکنم ولی چون احساس میکردم که بهتره در مورد حرفاهای معناداری که رانی تویه کنفرانس مطبوعاتیش برای ما طرفدارانش گفته بود توضیحاتی رو بدم. از همه مخاطبان بزرگ سال وبلاگم که در مقابلشون جسارت کردم معضرت می خوام.
به ادامه مطلب توجه کنید
ادامه مطلب نوشته شده توسط جعفر در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 1:17 | لینک ثابت |
|
|
|
Copyright (C) 2007,
http://rani-s-jafar.blogfa.com.
all right reserved |
|