|
حرفای پسرونه |
|||||||
|
سلااااااااااااااااااااااام سلام سلام سلاممممممم سلام به رویه ماهه همه دوستایه گلم. سلام به رویه ماهه همه دوستداران رانی و بالیوود. سلام به همه کسایی که منویه ساله صمیمانه همراهی میکنن. سلام به همه اونایی که تاحالا اومدن و تویه وبلاگم به عشق رانی نظر گذاشتن. سلام به همه دوستایی که تویه این یه سال منو به نوشتن و گفتن از رانیه عزیزم تشویق کردن. سلام به اون طرفدارایی که تا حالا اینجا رو ندیدن یا اگه دیدن هنوز رد و پایی از خودشون به جا نگذاشتن.
واییییییییییییییییی که چه حالی میده که آدم تولد خودش و وبلاگ عزیزترین کس خودش تویه یه هفته باشه. واییییییییییییییییی که چه حالی میده هر کسی بیاد یکی به خاطر تولدم تبریک بگه یکی به خاطرتولد وبلاگم واییییییییییییییییی که چه ............( حال بارونه اینجا )
تولدمو به خودم و همه کسایی که تویه 30 مرداد متولد شدن تبریک میگم و از خداوند بزرگ و مهربون میخوام که ما و بقیه ملت ایران زمین رو برای رسیدن به آرزوهامون هدایت و راهنمایی کنه. تا همه خوشبخت بشیم. تولد وبلاگمو هم تبریک میگم که 26 مرداد هستش و سال پیش همین روز من اولین آپ خودمو توش نوشتم
بلاخره یک سال شد. بلاخره نمریدم و یه سال شد. فهمیدین چی گفتم. بلاخره یه سال شد و همه سالگرد وبلاگمو دیدیم. وبلاگی که از جون واسش مایه گذاشتم. البته این تنها وبلاگم نیستش و وبلاگ دیگه ای هم دارم که توش شعرامو میزارم ولی اونم هنوز یه ساله نشده. وقتی یاد سال قبل همین موقع ها میفتم. که چقدر برای فعالیت تویه وبلاگم حس و حال داشتم. چقدر با اشتیاق شبها تا صبح مشغول خوندن و نوشتن بودم. چقدر شبها با دیدن فیلم های رانی گریم میکردمو میخوابیدم. چقدر در به در دنبال عکس و خبر از رانی بودم. چقدر معصومانه در حل پرس و جو از دیگران بودم. به این نتیجه میرسم که در وجود همه ما آدما یه فطرت پاک وجود داره که وقتی احساسمون نسبت به چیزی بر انگیخته میشه سریعا نسبت بهش واکنش نشون میدیم و سعی درجذب کردنش به خودمون می کنیم. یه جوووون ایرانی که گلوله ای از احساسات محبوس شده هستش، به دلیل قوانین و تعلیمات نامناسب اجتماعی همیشه در تنگنا و فشار قرار داره و چون نیاز به تخلیه این احساسات داره وقتی چیزی شیفتش میکنه. با کمال میل به سمت اون جذب میشه و تمام وجودشو به پاش میزاره. وجودشو به پاش میزاره چون بهش ایمان داره. چون میدونه که اون بهترینه. چون چنان اون شخص روح و تفکرشو تسخیر کرده که دیگه هیچ کسی رو نمی بینه. چون عاشقش شده. رانیه منم همون کسی بودش که من بهش واسته شدم. رانیه منم کسی بودش که من همیشه و همه جا به یادش بودم و سعی میکردم بهش فکر کنم. رانیه من همون اسی بودش که گذاشته بودمش وسط اسم وبلاگم. رانیه من خیلی خوشگل بود. رانیه من خیلی جذاب بود. خیلی مهربون بود. همین طور خیلی هم بی وفا بود. که منو اینجا تنها گذاشت و رفت پی عشق و حالش. اون که می دونست دوستش دارم چرا باهام اینکارو کرد. اون که میدنست دوستش دارم چرا بهم خیانت کرد.
دمت گرم بابا روزگار. حالا فهمیدم که از هجر یار خزان شدم (عجب داستانی داشته این داداش جعفر)
تویه این مدت با وبلاگم زندگی کردم. حرفایه تویه دلم رو به هیچ کی نمیگم جز به وبلاگم چون میدونم اونه که می تونه حرفامو درک کنه. اونه که گوش شنوا و دقیق برای شنیدن همه درد دلام داره. اونه که هرچی بگم بدونه کوچکترین تحریفی همشو تو سینش نگه میداره و به عنوان تائید، حرفام رو بر میگیردونه. همه زحمت ها رو به جون خریدم. توهین کس و ناکس رو به دیده دیدم. شب و روز بی خوابی کشیدم. ولی با این حال از این وضعیت راضی هستم. و همین که العان به داشتن یه همچین مکان بزرگ و برازنده ای که مال رانیه عزیزمه افتخار میکنم. از خدا آرزومه که یه روزی بتونم وبلاگم رو تبدیل به یه وبسایت بکنم. تا هر وقت اسم رانی رو تویه گوگل تایپ بکنی ایندفه به جایه وبلاگ رانی - اس - جعفر وبسایت رانی – اس – جعفر در بالای صفحه قرار بگیره.
خوب وبلاگ نویسی مشکلات خاص خودش رو داره. باید یه عالمه مطلب بخونی و همیشه اطلاعات عمومیت از بقیه بالا باشه تا بتونی تویه وبلاگت حرفی واسه گفتن داشت باشی. با منابع آشنا باشی و عکس های جدید ازش بزاری. روابط عمومیت خوب باشه و بتونی با دیگران ارتباط بر قرار کنی و مخاطب جذب کنی. سواد اینترنتیت قوی باشه و با طریقه ثبت نام در منابع خبری و جمع آوریه اطلاعات ازشون آشنا باشی. زبانت قوی باشه تا بتونی خبرها رو ترجمه کنی و هزار تا دنگ و فنگ دیگه که واقعا کمر آدم رو خم میکنه. منم همه این کار ها رو به تنهایی انجام میدم. البته به جز ترجمه خبر که دوستان زحمتشو میکشیدن که جا داره یه باره دیگه ازشون تشکر کنم. ولی فکر میکنم که منی که تا حالا 12 واحد زبان تویه دانشگاه خودمون پاس کردم چرا خودم نشینم ترجمه کنم. تا هم از ترجمه خبر به خودم افتخار کنم و هم دستم تویه جیبم خودم باشه و بتونم کم کم ارتباط خودمو با منابع خبری کم کنم و مستقل باشم. همون طور که رانی عزیزم خودش توانایی های خودش رو ثابت کرد. منم باید وبلاگم مثل اون نمونه باشه و سعی بکنم رویه پایه خودم وایستم. من دوست ندارم خودمو به کسانی تحمیل کنم که علیرغم میل باطنی مجبور به تحمل من باشن و ازم نام ببرن. یعنی غرور بزرگمم بهم این اجازه رو نمیده. وبلاگ خودمو دوست دارم چون توش آزادیه بیان دارم. مالکیتش مال خودمه و میتونم هر چیزی که بهش ایمان و اعتقاد دارم رو به زبان بیارمش. کسی اینجا در حصار ملاحظات قرار نداره و خیلی راحت می تونه بیاد ابزار عقیده بکنه. خودمم به همه اجازه اظهار عقیده میدم و تا حالا نشده نظر کسی رو پاک کنم مگر زمانی که قصد توهین به خودم و رانی رو داشته باشه. به دلیل بستری که اینجا فراهم شده همه میل دارن بیان بحث شونو این تویه این مکان آغاز کنن و در پایان ازش نتیجه گیری کنن. هر کسی که میاد وبلاگم عاشق محیطش و مباحث و بحث های ایراد شده میشه. و اطلاعاتش رو مفید میدونه. هیچ وقت بدون دلیل ادعایی نداشتم و اگه بحثی بشه تا طرف رو کاملا قانع نکنم ولکن نیستم. شرمندم از اینکه دیر به دیر آپ میکنم قول میدم از این به بعد تندتند بنویسم و منتظر نزارمتون. دوستانی رو هم که واسه رانی وبلاگ میزنن حمایت میکنم و خواهم کرد تا دست تنها نباشم. هر کسی میاد وبلاگم و بحثی رو آغاز میکنه در پایان بعد از اینکه کاملا نسبت به اعتقاداتم تفهیم شد یه گوششو میبرم میزنم به گوشه وبلاگم تا درس عبرتی باشه برای دیگران که جرات اینو نداشته باشن که پا رویه دمم بزارن. در ضمن بزودی یه مهمونیه بزرگ تویه وبلاگم رو برای اونایی که تویه پرشین واسم شاخ و شونه میکشن و سر موضوعی برای خودشون خیلی دور ورداشته بودن و ویراژ میدادن رو خواهم گرفت که قول میدم تویه تاریخ ثبت خواهد شد. فعلا وقتش نیست چون تولدمه و خویشتنداری کردمو نخواستم آخرین هفتم خراب بشه.
لازم میدونم از همه کسایی که تا حالا اومدن و با نظراتشون باعث شادیم شدن تشکر بکنم. من تویه این وبلاگ با خیلی ها دعوام شده. شاید خیلی ها هنوز هم از دستم ناراحت باشن. که از همشون معضرت میخوام. البته اینو بگم که من تا حالا تویه هیچ وبلاگی بحثی انجام ندادم و هر چی که هست همش تویه وبلاگ خودم بوده و من میزبان بودم. هیچ وقت به شخصیت کسی یا بازیگرش توهین نکردم و همیشه ادم و احترام رو بالاتر از بقیه چیزا دونستم. چون میدونم اگه احترامات از بین بره اونی که ضرر خواهد کرد منم و وبلاگم نه کسه دیگه. در هر صورت اگه احیانا به کسی تا حالا بی حرمتی شده امیدوارم که به بزرگیه خودشون منو ببخشن. بعضی از افراد هم هستن. که حرفاشون خیلی باعث رنجش من شده. من آدم کینه جویی نیستم و همیشه همه چیز رو فراموش میکنم. منم همه رو میبخشم. بخشیدن کار آدمایه بزرگه. آدمایی که دلشون مانند یک نهر روان بزرگه. رود بزرگی که سر چشمه بزرگیه روح و صداقته. رودی که نمایش دهنده فطرت پاک و انسانیته. این رود همون رودیه که در معنیه اسم من اومده.
می دونم که باید از همه تشکر کنم که تا حالا اومدن به وبلاگم ولی اونقدر تعدادشون زیاده میترسم خدایی نکرده اسم یکیشونو یادم بره بنویسم. با همه نظرات زندگی کردم چه اونایی که خوب بودن و ازم تشکر کرده بودن و چه اونایی که توشون توهین و مسخره کردن بود و چه اونایی که واقعا برای مطرح کردن موضوعی نظر گذاشته بودن. همیشه با لبخند نظرات توهین آمیز رو خوندم . شاید باورتون نشه. تا حالا هیچ وقت نشده از یه نظر ناراحت بشم. وقتی که نظراتشونو میخونم از خنده روده بر میشم. بعضی وقت ها آدم برای رهایی از فضایی که توش سیر میکنه واقعا به محرک های جذابی مثل نظرات توهین آمیز دوستان احتیاج داره. منم همیشه اونارو میخونم. و قبل از اینکه پاکشون کنم یه کپی ازشون میگیرم تا بعدا بشینم بازم بخونمش. کلا یه جورایی معتاد این جور نظرات شدم. اما از اونجایی که واقعا تعداد کسانی که برام تاحالا در عرض یه سال واسم نظر گذاشتن زیاده و منم وقتشون ندارم که بشینم از اول وبلاگمو مطالعه کنم و اسم هارو یاد داشت کنم. واسه همین تنها به تشکر از یه نفر به نماینده گی از همه دوستان عزیزم که بزرگواری کردنو تشریف آوردن اینجا اکتفاء می کنم. و صمیمانه ازشون تشکر میکنم که اولین نظر وبلاگم رو برام گذاشتن و وقتی که من به عنوان اولین نظر وبلاگم نظر ایشون رو دیدم واقعا از خوشحالی داشتم پر درمیاوردم. چون خیلی با انرژی منو نسبت به نوشتن در مورد رانی و عکس گذاشتن ازش تشویق کردن. متاسفانه خودشون وبلاگشونو در نیمه راه رها کردن. و من اسمشونو با نام ساقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی در ابتدای قسمت لینک ها گذاشتم. اسم ایشون در ذهنم جاودانه خواهد بود و تا در این وبلاگ هستم ایشونو فراموش نخواهم کرد. من دوست ندارم که اسم دوستان رو بنویسم چون میترسم ترتیب نوشتنش باعث بوجود اومدن ناراحتی و سوء تفاهم بشه. بازم تشکر می کنم از همه عزیزانی که منو یه ساله با نظراتشون تشویق میکنن.
اینا هم جدید ترین عکس های رانیه که مربوطه به تبلیغ ساعت تیتان که رانیه عزیزم توش محشر شده.
رانی و آنیل در فینال داس کا دام؟ به احتمال قوی رانی موکرجی و آنیل کاپور مهمانان مخصوص در روز فینال داس کا دام سلمان خان هستند.از وقتی که،امکان نداشت که فینال در 7 آگوست فیلمبرداری بشه،آن در 22 و 23 آگوست فیلمبرداری خواهد شد.به گزارش منبع ما،"قرار بود فینال در 7 آگوست فیلمبرداری بشود که سلمان خان ان را کنسل کرد.احتمالا ،مهمانان فینال رانی موکرجی و آنیل کاپور هستند. قسمت پیش از فینال هم آنومالک وکایلاش کر خواهند آمد برای تبلیغ فصل چهارم از ایندیان آی دو" به گزارش منبع ما،"بیشتر،برای فینال،ما برنامه ریزی بزرگ و منحصر بفردی داریم.مکان الان ما در استودیو آر کی گنجایش جمعیت زیاد را ندارد و بنابراین به احتمال زیاد ما قصد داریم آن را در مکانی دیگر در یک زمین یا شبیه آن تدارک ببینیم. همچنین ما در آخرین روز یک کنش متقابل رسانه خواهیم داشت" پیش بینی شده داس کا دام جایگزین ایندیان آی دو خواهد شد. واااااااااااای چه عالی رانی وآنیل.مکانشم میخوان عوض کنن...چه شووووود
راني در فيلم بعدي برادرش راجا!ن خوب برادر راني بعد از كارگرداني يه فيلم بنگالي و ساختن يه سريال حالا ميخواد يه فيلم هندي بسازه و قصد داره راني رو در فيلمش به عنوان نقش اول داشته باشه.طبق گفته ي يه دوست نزديك به راجا،راجا تنها كاگردان فيلم نيست بلكه در نمايش نامه هم دست داره.ايشان دوتا كه اولين فيلمش رو با محبتين آديتيا چوپرا آغاز كرد قصه ي فيلم رو مينويسه.اين يه داستان عشقيه و نمايشنامه كامل شده و جاويد اخترداره ديالوگها رو ويراستاري ميكنه(اگر درست فهميده باشم)اين فيلم در اوايل سال اينده فيلمبرداريش آغاز ميشه.اين منبع اضافه ميكنه كه راجا هميشه اولين انتخابش رانيه و او مطئنا استعداد خانوادشون رو ميخواد.براي نقش اول مرد شاهيد كاپور و جان ابراهام مد نظره(وااااااااااي)وپريانكا چوپراهم انتخاب دوم براي اين نقشه.راجا ميگه من ميخوام يه فيلم با راني كارگرداني كنم اما نه به زودي به خاطراينكه دومين سريالم به زودي آغار ميشه.ما در پردازش نهايي نقشها هستيم خوب نميدونم اين خبر تا چه حد درسته در مورد كارگرداني راجا هم چيزي نميدونم اميدوارم اگر قرار اين اتفاق بيفته همه چيز خو پيش بره (طنین خانوم از پرشین بالیوود)
عکس از هنرمند جدید جمعمون یعنی زلیخاخانوم
فيلمهاي باليوودي آفريقاي جنوبي 21 جولاي اين فيملها رو نمايش داده قسمت كانكشن،محبوبا،جانه تو يا جانه نا،لاو استوري 2050 و تورا پيار تورا مجيك اونها نمايش دادند كه فيلمهاي باليوودي در استفاده از جلوه هاي ويژه چقدر تغيير كرده .اونها با اين تعريف در مورد لاواستوري 2050 و تورا پيار تورا مجيك صحبت كردند.در مورد لاواستوري 2050 گفتند كه اگرجلوه ها ي ويژه هوشمندانه با داستان فيلم هماهنگ نشده باشه نميتونه به تنهايي فيلمو نجات بده. اما در مورد تورا پيار تورا مجيك به خاطر جلو هاي ويژه ي فيلم كاملا تحسين شده .اونها گفته اند شما كاملا تحت تاثير قرار خواهيد گرفت و احساس ميكنيد كه يه دنياي جادويي واقعيه.و تحسين كردند كه فيلم در قلب مردم جا باز كرده همچنين اونها بازي زيبا وبسيار طبيعي راني در نقش يك فرشته تعريف كردند. (طنین خانوم از پرشین بالیوود) خوب دوستای عزیزم فیلم تودا پریا تودا مجیک همون طور که دفعه پیش براتون گفتم نتونست انتظارات را برآورده بکنه و با در کل فروش 24 کرور شکست خورد. البته این شکست اصلا به معنای این نیست که رانیه عزیزمون بد باز کرده. بلکه به این دلیله که متاسفانه کونال که نویسنده این داستانه نتونسته بود فیلم نامه قوی و پیام داری رو بنویسه. من کونال رو یه کارگردان خوب میدونم که بعضی کاراش مثل هام توم و فنا استثنایی هستن. بعضی هاش هم چندان پرفرغ نیستن. خوب البته این مشکل طبیعی هستش و نمیشه همیشه انتظار موفقیت های متوالی در کارنامه کرگردانان رو داشته باشیم. همه ما یادمونه که آقای یاش چوپرای بزرگ سال قبل یه فیلم مزخرف به نام جون برابر جون رو ساخت که هم شکست خورد و هم آبروشو برد، پس باید پذیرفت که کارگردان های بزرگ هم میتونن مستحق شکست باشن. اما درباره فیلم تودا باید بگم این فیلم با دو تا فیلم دیگه تویه یه هفته اکران شدش که اونم مزید بر علتش شد. اما اون چیزی که منو خیلی به تحصین واداشت این بودش که رانی چقدر راحت حس گیری میکرد و خودشو با روحیات بچه های داخل فیلم مطابقت میداد. و با توجه به مهارتی که داشت خیلی زود مورد توجه و اطمینان اونا قرار میگرفت. رانی که در نقش کاراکتری با نام گیتا در این فیلم بازی میکنه. یه فرشته مهربون و نمونه خداونده که مامور میشه تا محبت رو بین پدر خوانده و بچه های یتیم رو برگردونه. کودکانی که پدر خواندشون، پدر و مادر اصلیه اونا رو تویه یه تصادف به قتل رسونده و به حکم دادگاه مجبور به نگه داری از اونا هستش. رانیه عزیزم بی شک پر انرژی ترین بازیگر بالیووده. چون خیلی خوب تونست کار واقعا مشکل حس گیریه برای نفوذ در قلب چند بچه کوچک که به دلیل از دست دادن والدینشون دچار تزلزل های شخصیتی شدن و چون از لحاظ روحی آسیب دیده هستن نسبت به هر چیزی واکنش منفی نشون میدن و اونو نفی میکن، انجام بده. رانی به دلیل زیباییه ابراز احساسات در قالب کودکانه چنان در دل ما و کودکان داستان نفوذ کرد که من خودمم واقعا دلم به داشتن همچین عضوی در خانوادم که میتونست خواهرم باشه، غبطه خوردم. جدای از فیلم همه ما میدونیم که کودکان بسیار زیادی در کشور خودمون وجود دارن که به دلیل نداشتن یک والدین آگاه و مطلع از روش تربیت صحیح فرزند و به دلیل نرسیدن انرژی و محبت از خانواده دچار نقصاناتی در هویت خودشون میشن که اونو میشه بعدها به طور کاملا آشکار در روحیات و رفتارشون ملاحظه کرد. رانیبر که پدر خوانده کودکان هستش همون طوری که در آپ قبلیم مفصلا بهش اشاره کردم واقعا یه آسیب دیده بودش که با توجه به سکانس هایی که مربوط به گذشته اون بود میشد عمق بحران رو تویه شخصیتش دید که چطور به دلیل آسیب هایی که او هم به دلیل خلاء نداشتن پدر و مادر بهش وارد شده بود. اونو دچار از خود انزجاری و پوچی کرده بود. طوری که حتی میبینم وقتی که در مسابقه برنده میشه موقع گرفتن جایزه بدون کوچکترین خوشحالی خیلی سریع جایزه رو از دست برگزار کننده میگیره و دوان دوان مجلس رو با وجود حضار ترک میکنه. اینا واقعا مسائل پیچیده رواشناسیه کودک هستش که کونال خیلی خوب بهش پرداخته. تمام کودکانی که در سنین ابتدایی والدین خودشونو از دست میدن، از یه ناحیه بزرگ در زندگیشون دچار کمبود میشن. و این کمبود که به دلیل بزرگ ترین نیاز انسانیه کودک یعنی دریافت محبت هستش. همگام با رشد کودک لحظه به لحظه وجودش بیشتر نیاز هستش و متاسفانه وقتی که کودکی از داشتن این موهبت الهی بی نصیب میشه و دم به دم وجود پدر و مادری رو در کنار سایر کودکان میبینه. با فشار ها و عذاب وجدان های واقعا محلکی از قبال تفکر در مورد پرسش هایی نظیر "چرا اونا پدر و مادر دارن ولی من ندارم" ، " بابا مامان من کجا رفتن" و غیره بهش میاد که روز به روز با تکرار این سوالات و عذاب وجدان حاصل از این پیشامد، اونو شکسته و آسیب پذیر تر میکنه.
اگه بخوام کمی بیشتر توضیح بدم میگم روح لطیف کودک مثل یک تکه قالب آهن میمونه که در هنگام مواجهه با این پیشامد، با هر بار تکرار شدن سوالات ذکر شده در ذهنش و احساس عذاب وجدانش، مانند تکه آهنی که زیر دستگاه تراش قرار داره روز به روز بر اثر بریدگی تبدیل به براده آهن های ضعیف و شکننده میشه که دیگه اون ثلابت گذشته رو ندارن و به دلیل داشتن لبه تیز میتونن خطر آفرین باشن. این اون چیزیه که در تعریف یه کودک آسیب دیده اجتماعی میشه ازش مثال زد. بلاخره همه ما دوران بچگیمون یادمون میاد و میتونیم حرفایی که میگم اگه چه حس نکرده باشیم، حداقل بفهمیم. ولی اون چیزی که به ذهنم میاد اینه که به قول معروف همه ما آدمای ایرانی هر کدام به یه نوعی دچار آسیب های اجتماعی و بیماری های روانی در شدت و قوت متفاوت هستیم. یکی احساس میکنه در خانواده مناسبی زندگی نمیکنه. یکی احساس میکنه خانوادش شرایط مالیه درست و حسابی ندارن. یکی احساس میکنه آدم موفقی نبوده. یکی احساس میکنه فرد مفیدی برای جامعه نیست. یکی احساس میکنه زندگیش به تباهی گذشته، و هزاران احساس دیگه که ذهن هر انسانی رو مشغول کرده و عذابش میده. در حالی که اون شخص میتونه خیلی راحت با کمی مطالعه در مورد چگونگیه برخورد با بحران های و اعمال اصول توصیه شده در راه مقابله با اونها، در زندگیش. خودشو از منجلاب مشکلات و بحران های زندگی نجات بده. همه ما میشناسیم آدم هایی رو که هنگام مواجهه با مشکلات دستشون رو بلند میکنن و میکوبن رویه پاهاشون و میگن" بدبخت شدیم" ، "بیچاره شدیم" و هزاران حرف ناامید کننده که نشان از ضعف اونها در هنگام مواجه با مشکلات هستش. این ضعف ناشی از همون احساس ناخود باوری هستش که از آسیب های دوران کودکی شکل گرفته. البته یه وقت فکر نکنین که من میخوام اینجا نگاه فروید رو تائید کنما. من هیچ وقت دوست ندارم حرف دیگران رو تکرار کنم. بلکه همیشه دوست دارم حرفام ماله خودم باشه. من میگم تمام واکنش های نامعقولی که انسان بالغ از خودش به نمایش میگذاره ناشی از وجود یه کاستی و آسیب در کودکی بوده که منجر به این شده که فرد در بزرگ سالی با اختلالات فکری و روحی مواجه بشه. به صحت حرفم هم میشه از نگاه کردن به گذشته مجرمانی که دست به کودک آزاری میزنن رسید. کودک آزارانی که در کودکیه خودشون مورد تعرض، خشونت و تجاوز قرار گرفتن و این تجاوزات هر روز مانند سوهانی رویه ذهن و روح اونا تاثیر منفی گذاشته و باعث شده که بینش اونا هم در هنگام مواجه با دیگران اعمال خشونت و بد رفتاری باشه. کودکانی که مورد خشونت و تجاوز قرار میگیرن به سبب تاثیری که در ذهن پویا و جستجو گرشون در قبال نحوه برخورد باهاشون، میگیرن. باعث میشه که فکر کنن که این اعمال طبیعه و این رفتار پرخشگرانه در کنار نزاع و تجاوز همه به نوعی متعارف هستش. کما اینکه پیام فیلم های سینمایی اکشن و خشن القاء کننده همین موضوع هستن. من دیگه نمی خوام از بحث اصلی خارج بشم چون نه اطلاعات تخصصی بیشتری در این زمینه دارم و نه موضوع وبلاگم همینه ولی باید بگم آسیب شناسیه کودکان آسیب دیده بحث خیلی بزرگ و مهمیه که میشه صدها هزار کتاب در این زمینه رو پیدا کرد. و واقعا هم سوال بزرگیه که چرا کودکان آسیب دیده بیشترین انحراف به سمت ارتکاب جرم و بزهکاری در جامعه رو دارن. شما اگه کمی در این مورد تحقیق کنین متوجه میشین که بیشترین طیف کودکان بزهکار در سطح جامعه رو فرزندان طلاق تشکیل میدن. خوب این میتونه نمونه بازر از حرفم در مورد تمایل کودکان به حرکت به سمت ارتکاب کار های خلاف و در بزرگ سالی ارتکاب جرم و جنایت باشه. وقتی که کودکی با ذهنی تیز و روحی صاف می بینه که انسان های دور و اطرافش با اون و یکدیگر چه رفتاری دارن متوجه تفاوت ها میشه. کودکی که پدر و مادرش همیشه در خانه در حال جنگ هستن چون از این وضعیت ناراحته و نسبت به شرایطی که توش قرار داره احساس شرم و انزجار میکنه. و این دعواهای پدر و مادر هر روز ادامه پیدا میکنه و باعث میشه که کودک به دلیل قرار نداشتن در یک شرایط مساعد که روحشو داره با سوهان میخوره روز به روز علاقه به زندگیشو از دست میده و دچار افسردگی میشه. دچار افسردگی میشه چون نمیتونه این وضعیت رو تغییر بده. چون دوست نداره در این شرایط قرار داشته باشه ولی قرار داره. این افسردگی روز به روز شدیدتر میشه. و هر روزش باعث میشه که یه تار اعصاب و آرامش اون در فشار خون بالاش که حاصل از ناراحتی هستش حل بشه و اونو به آدمی ناملایم، که در آینده تعادل روح نخواهد داشت و قطعا نخواهد توانست از پس سختی ها و مشکلات بر بیاد تبدیل میکنه. و همون کودکی که وقتی نا سازگاریه پدر و مادر رو با هم می بینه. دیگه قادر به تحملش نخواهد بود و میره بیرون تا محبت نرسیده خودشو از دیگران بگیره. میره پیش دوستاش تا اونجا بگیره بخنده. تا اونجا احساس لذت بردن از زندگی رو تجربه بکنه. تا اونجا بفهمه که بابا تویه چه مکان و خانواده مزحرفی قرار داشته. تا بفهمه که چقدر تا حالا احمق بوده که تویه یه همچین خونه ای خودشو محبوس کرده بوده. و هزاران استنباط دیگه که میتونه داشته باشه. اون قاطیه دوستان میشه. شیفته اونا میشه. همدم اونا میشه. تمام زندگیش اونا میشن. محرم اسرارش میشن. مونس و غم خوارش میشن( فکر کنم شعر شدا ) خلاصه همجوره با اونا حال میکنه. فقط واسه خوابیدن و عذا خوردن میاد خونه ای که سر سفره هم توش دعواست. پیش دوستاش میشینه ده تا حرف خوب میشنوه. یکی حرف بد. ولی دوست داره از اون ده تا چیزی نشنوه اما اون یکی رو بشنوه. خیلی هم دوست داره بشنوه. اصلا دلش میخوام یکی باشه براش از اون حرف های بد تعریف کنه. خلاصه میشنوه و میشنوه تا خودش میفته تویه خط و میشه یکی از اون یازده نفری که ده تاشون خوب میگن یکشون بد. زمان میگذره وارد کارهای بدتر میشه. سیگار میکشه. با دوستاش که خودشون دیگه شاگرد تربیت میکنن مشروب میخوره. پارتی میره. قرص مصرف میکنه. تازه اینا مال زمانیه که پول داره. وقتی که پول نداشت. معتل میمونه. تو کف میمونه. پول نداره که بخره و بکشه. تا اینکه با چند نفر مثل خودش که دردشون نداریه میرن دزدی میکنن. یادم رفت بگم دزدی رو همین اونا یادش میدن. از دیوار مردم بالا میره. زنو بچه مردم دید میزنه و وقتی که پول بدست آورد میره سارغ هزار تا کار خلاف تر و کثیف تر. که دیگه جاش نیست که بگم. چون واقعا هم تا همین جاش که نوشتم میدونم از این به بعد کسی به وبلاگم نمیاد. ولی من هیچ وقت واسه امدن کسی ننوشتم. هیچ وقت تعداد نظرات برام مهم نبوده. مهم برام اینه که هر کی اومد وبلاگم تمایل داشته باشه. حرفامو تا آخر بخونه. قصد بدی هم ندارم جز آگاه کردن شما دوستان که زمانی میشه خودتون پدر و مادر میشین دوست دارم. اینا رو بهتون بگم تا موقعی که بچه دار شدین بفهمین باید چکار کنین. بدونین که چه خبره. و شرایط کودک خودتونو درک بکنید.
این سرنوشت 80 درصد بچه های طلاقه. بقیشون هم یا قبل از طلاق پدر مادرشون به بلوغ رسیدن و خودشونو پیدا کردن. یا اینکه پدر یا مادرشون تا حدودی تونستن نبود اون یکی رو جبران کنن. ولی واقع چقدر خوبه که ما آدما هیچ وقت کاری نکنیم که به طبغپعش شرایط نامناسبی برای اطرافیان بوجود بیاد. هیچ وقت تنها به فکر حل کردن مشکلات خودمون نباشیم چون ممکنه از راه حل مناسبی استفاده نشه. پدر و مادری که برای حل کردن مشکلات عادت کردن دعوا راه بندازن و اون وست یه لقدی هم به بچه بزنن باید هم منتظر پرپر شدن بچشون در آینده باشن. پدر و مادری که تویه دعوا اربده میکشن و میخوان خودشونو تبرعه کنن و اون یکی رو مقصر جلوه بدن. باید بدونن که کودکشون به دنیا نیومده تا به دعواهای اونا نگاه کنه بلکه به دنیا اومده تا لذت زندگی رو بچشه. به دنیا اومده تا لذت مورد محبت قرار گرفتن و بچشه. خداوند به ما لطف کرده که ما رو وارد این جهان کرده تا بتونیم از خوشی ها و زیبایی هاش کمال لذت رو ببریم. نه اینکه شاهد ناخوشی ها، دشمنی ها، جنگ ها و دعواها باشیم. بیایم دعا کنیم و ا خداوند بخواهیم که از این به بعد، به سر هیچ کودک مسلمانی چنین بلایی نیاد.
ستاره آینده بالیوود در کنار ملکه بزرگ بالیوود راني موكرجي كه در فيلم بعدي ياش راج به همراه شاهيد كاپور حضور خواهد داشت اين روزها بيشتر وقت خود رو در جيم(باشگاه ورزشي)ميگذرونه.راني هرگز كسي نيست كه براي اجرا(بازيش) در سينما زياد اهميت بده و هميشه براي عرض اندام بر استعداد خودش تكيه كرده(نفهميدم اين تعريف بود يا انتقاد؟)اما به خاطر شكستهاي اخيرش و طعنه هاي رسانه ها(دردو بلات بخوره تو سرشون) براي همبازي شدن با شاهيد جوانتر از خودش راني واقعا تحريك شده و در جيم به سختي كار ميكنه(براي راحت شدن از شر اين مزاحمها)او مربي شخصي شاهرخ خان رو در اختيار گرفته.همون شخصي كه به كينگ خان كمك كرد تا ماهيچهاشو شش تيكه ايي بكنه(هيكلشو ميزون كرد براي ام شانتي ام)و الان داره به راني كمك ميكنه تا هيكش رو به شكل مطلوب دربياره بنابراين او براي فيلم بعديش ميتونه رو فرم باشه.همچنين اين مربي براي راني تعيين كرده كه هر روز شنا كنه.اين ممكنه كار سختي باشه اما او براي نجات كارش چاره ي ديگه ايي نداره
راني موكرجي سبيل ميذاره
راني در فيلم بعدي ياش راج قيافه ي مردانه خواهد داشت. عشق ميتونه از محدوديتها فراتر بره و گاهي اوقات باعث بشه كه يك نفر جنسيتش رو تغيير بده.بله اين آخرين شايعه در باليووده.راني موكرجي با سبيل ديده خواهد شد.آديتيا ورژن زنانه ي چاكده اينديا رو براي راني ميسازه(اين تيكش بي معني بود چون از هيچ لحاظ با اين خبري كه خودشون نوشتن ربطي نداره به چاكده) و راني براي كاراكترش در فيلم سبيل خواهد گذاشتواون نقش دختري رو بازي ميكنه كه به شدت ميخواد كريكت بازي كنه و خودشو(جنسيتش رو) با تبديل شدن به يه مرد پنهان ميكنه تا يه تيم به دست بياره. فكر ميكنيد اين خارق العادست؟پس منتظر بمونيد تا راني رو ببينيد (طنین خانوم از پرشین بالیوود)
دوستان عزیزم رانی العان یه پروژه جدید در پیش داره که با بازیگر خوش چهره و آینده دار بالیوود که من خیلی بهش اعتقاد دارم یعنی شاهید کاپور همبازی هستش. کارگردان این فیلم هم آنور سینگ هستش و بازم کمپانیه سازندگیه این فیلم رو یاش راج فیلم بزرگ ترین و ثروتمند ترین کمپانیه فیلم سازیه بالیوود به عهده داره. فبلا در مورد یاش راج فیلم براتون به طور کامل توضیح دادم که چه شخصیت های بزرگی توش حضور دارن. نویسندگیه این فیلم بر عهده خود آدیتا هستش و خودش برای این فیلم حساب ویژه ای باز کرده. خیلی خوشحالم از اینکه شاهید تویه این فیلم بازی میکنه. من شاهید رو یه بازیگر خوب میدونم که اگه بتونه با بازیگرای سطح اول بالیوود بازی بکنه. میتونه خیلی بیشتر به چشم بیاد و تجربه ارزشمندتری کسب بکنه. همه ما میدونیم که قدرت یه بازیگر در اصل با بازی در مقابله چهره های شاخص سینما میتونه مشخص بشه. اگه یادتون باشه رانیه ما هم همین شرایط رو داشت. یه زمانی بودش که رانی بیشتر با بازیگرای درجه دو بالیوود مثل بابی دوئل و گویندا و آرباز خان همبازی میشد که واقعا به دلیل مشهور نبودن اونا فیلشون در مقابل آثاری مثل گاهی خوشی و گاهی غم اصلا نمیتونست خوش اسم و موفق باشه. رانیه ما در اوج جوانی و زیبایی که تویه فیلم های 2000 تا 2003 قرار داشت و چهره زیباش مثال زدنی بود. متاسفانه با همبازی شدن با بازیگران درجه دو هیچ وقت نمیتونست هنر خودشو به نمایش بزاره. ولی بعد از چند سال تلاش و کسب تجربه خودش خودشو بالا کشید و تونست به جایگاهی که العان بهش لقب ملکه بالیوود دادن رو بدست بیاره. عنوانی که دلیل انتخاب شدن متوالیه رانی در سالهای 2004 و 2005 بود. که در کل تاریخ 53 سالیه جشنواره فیر فقط سه نفر دیگه تونستن همچین کاری بکنن. و چون رانی کرده بهش میگن ملکه بالیودد. عنوانی که به خاطر گرفتن هر دو جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی و بهترین بازیگر نقش مکمل در سال 2004 به دست اومد که در کل تاریخ 53 ساله بالیوود بی ثابقه هستش. و تا وقتی که این عناوین مال کسه دیگه نشه، ملکه بالیوود رانی خواهد موند. من به همه طرفدارای شاهید به خاطر همبازی شدن با رانی تبریک میگم. و بهشون نوید این رو میدم که رانی و شاهید بالیوود رو به لرزه در خواهند آورد. اینو قول میدم که فیلم رانی و شاهید هیت یا سوپر هیت خواهد شد. شاهید بازیگر خوبیه. تویه جب وی میت خوب و استثنایی بود. فکر نمیکنم که کسه دیگه ای هم میتونست وب جی میت رو بهتر از اون بازی کن. یه جورایی سبک بازیش با بقیه بالیوودی ها فرق میکنه که این برام خیلی جالب بودش. بازی در وب جی میت اصلا به کینگ خان بزرگ شبیه نبود. اصلا به سلمان خان سوپر استار شبیه نبود. شاهید به نظر من میتونه یه کمیستریه خوب با رانی داشته باشه. چون هر دوتاشون دارای روحیات و سبک بازیه شبیه هم هستن. اینو بقیه طرفداران رانی میتونن به خوبی درک کنن. میخوام بگم شاهیدی که افتخار بازی با رانی رو داره مطمئن باشین. بعد از این فیلم، بعد از بازی با رانی یه بازیگر صاحب سبک و اسم و نشان خواهد شد که دیگه میتونه یکی از چهار شخصیت برتر مرد بالیوود باشه. من مطمئن هستم که رانی از اون یه بازیگر بزرگ خواهد ساخت. تا اون در آینده بدرخشه و هم رانی یه بازگشت موفق داشته باشه. بازگشتی با فیلمی که به دلیل لاو استوری بودن قابل رقابت با بقیه اثر های از پیش تعیین شده خواهد بود. با این حال من هیچ وقت نمیتونم بازیگر بزرگی مثل سیف علی خان رو نفی کنم. سیف به نظر من اگه یه فیلم نامه درست و حسابی به تورش بخوره میتونه خیلی بیشتر از بقیه موفق باشه. البته نمیخوام بگم که میتونه سلمان خان و کینگ خان رو دور بزنه. ولی معتقدم اون جایگاهش حداقل در رتبه سوم برترین های مرد بالیودده. هیچ کدوم از ما بالیوودیا نمیتونیم بازیه اونو تویه هام توم یا کال هو ناهو فراموش کنیم که چطور پا به پای کینگ خان میومد. هیچ کسی نمیتونه بازیه فوق العاده اونو تویه امکرا نفی کنه. البته نمیخوام بگم از کینگ خان و سلمان خان بهتره نه. ولی میخوام بگم که قدرت بازیگریش کمتر از اونا هم نیست. و اگه به بهش بیشتر میدون داده بشه و از فیلم نامه هایی که به دیگرون داده میشه به بهش بدن میتونه موفقیت های بیشتری رو کسب بکنه. خیلی بهتر از اینی که هست خودشو نشون بده. حس گیری هایه سیف فوق العاده هستش. حتی به نظر من آبشیک و ریتیک هم نیمتونن مثل اون حس بگیرن و تویه صحنه های رمانتیک میتونه قشنگ با رانی کار کنه ولی حیف کهاین فیلمشون همچین مضمونی نداشت و این دوت بازیگر بزرگ رو به مهره ای سوخته تبدیل کرد. من نمیخوام دست به مقایسه سیف با کینگ خان یا سلمان خان بزنم چون میترسم سوء تفاهم پیش بیاد. و اینهمه طرفدارای تعصبیش بریزن سرم. (ولی واقعا ارزشش رو داره). ولی بازم میگم که اگه به بازیگرایی مثل امیر خان و سیف علی خان میدون داده میشد. میتونستن بیشتر از اینها قدرت بازیگریه خودشنو به نمایش بزارن. من نیومدم اینجا بگم فلانی اینطوریه. فلانی اینکارست. بلکه دارم نسبت به وظیفه ای که دارم فیلم های مطرح بازیگران بالیوودی رو معرفی میکنم تا شما مخاطبان وبلاگ در صورت تمایل به دیدن آثار مهم این بازیگران خوش نام بپردازین. ولی نگاه من هیچ وقت جانبگرانه نبوده و از این به بعد میخوام بیشتر و شفاف تر همبازی های مقابل رانی رو براتون تشریح کنم. بدون جانب داری فقط واقعیت رو بگم.
نوشته شده توسط جعفر در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ساعت 13:16 | لینک ثابت |
|
|||||||
|
Copyright (C) 2007,
http://rani-s-jafar.blogfa.com.
all right reserved |
|||||||