|
حرفای پسرونه |
|
|
سلام سلام سلام سلام به همه دوست جوووووونام سلام به اونایی که رانی رو از ته قلب دوست دارن سلام به همه کسایی که اومدن برای لحظاتی از زبان من در مورد رانی بشنون مثل اینکه هنوز باورتون نشده. بابا منم دیگه. همونی که یه زمانی اینجا از رانی می نوشتا. ای خدااااااااا....کشته، مرده ایییی کیوتونم.. بابا ایکیوسان منم جعفررررررررر. خب.......خوشحالم که به جای آوردین.!!
ببینم تو خجالت نمی کشی؟؟؟ نه، می خوام بدونم تو شرم نمی کنی؟؟؟ یعنی اینقدر بی وجدانی؟؟؟ اصلا فکر نمی کردم اینهمه بی معرفت باشی. بچه ها اگه بدونین وقتی که رانی اومد تویه خوابم و اینا رو بهم گفت چه جوری تا سفق پریدم هوا. آخه خیلی از دستم ناراحت بود. اومدش جلوم وایستاد. منم دیدم که ناراحته، فورا رفتم جلو بهش گفتم: عزیزم بزار دستت رو ببوسم.!!!!! گفت نه!! تو کشور ما رسم نیست دست ببوسیم، ما پا می بوسیم. منم خم شدم که از پاهاش ببوسم که یه دفعه یه پاشو ورداشتو گذاشت رو گردنم و چنان به زمین فشار داد که نفسم در نمی یومد. بهم گفت: آخه چرمت کت کله مگه قرار نبود این وبلاگ رو به خاطر من بنویسی. گفتم الهییییییییی که فدات بشم، به خدا تقصیر اونیه، که شبیه تو بودش. آخه بد جوری بهم ضد حال زد. گفتش: چرمنگ، من که اصلیه بودم. تو باید واسه من بنویسی نه کسه دیگه. و یه خورده دیگه با پاش فشار داد. منم که دیگه تحملشو نداشتم یهو از خواب پریدم. خلاصه از اتاق زدم بیرون و دستو صورتمو کمی آب زدمو دوباره خوابیدم. که ایندفعه اونی که شبیه رانی بود اومد تو خوابم. بیچاره تا دید از دستش عصبانی هستم. زود اومد جلو و بهم گفتش: غلت کردم بزار از دستت ببوسم. گفتم: نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! گفت: چرااااااا؟؟؟؟؟ گفتم: حاظرم تمام زندگیمو بدم که فقط یه بار دیگه لبخند قشنگتو ببینم. ولی یادته اونو برای همیشه از من دریغ کردی؟. گفت: ایییییییییییش....لبخندم تموم میشه دیگران می مونن...... خلاصه بگو مگوی ما همین طور ادامه داشت که صبح با لغد های داداشم از خواب بلند شدم رفتم دیدم آشپز خونه رو آب ورداشته. نگو شب یادم رفته شیر آب رو ببندم. تازه گردنمم همچین درد میکرد که تا سه روز نمی تونستم رویه یک خط مستقیم حرکت کنم. ادامه داستان در آپ بعدی (گزیده ای از کتاب پسری با موهای خرمالویی) حالا جدای از شوخی اول از همه تشکر می کنم از همه دوستانی که تویه این مدتی که به خاطر درسام نمی تونستم بیام، با نظراتشون سراغ منو میگرفتن و منو به برگشتن دوباره امید میدادن، به ترتیب تاریخ نظر، تشکر میکنم از ملینا خانوم، الیزابت خانوم، بلک تایگر، سعیده خانوم، آقا شاهین، ریحانه خانوم، الهام خانوم، آقا مهدی، پریچهر خانوم، فاطمه خانوم، پریسا خانوم، مریم خانوم، مهناز خانوم، بهار خانوم، آقا پیمان، درسا خانوم، آیدا خانوم، هانی خانوم، آرتیمیس، طاهره خانوم، آقا معین، پرستو خانوم وشینا خانوم وبقیه وبلاگ نویس های بالیوودی که تعدادشون بیش از پنجاه تا میشه. از همه ممنونم از اینکه تویه این مدت از من خبر میگرفتین و با نظرات گرمتون دل منو شاد می کردین. این برام خیلی با ارزشه که دوستانی دارم که در هنگام ناامیدیم ازم یاد میکنن و با نظارتشون بهم آرامش میدن. از خدا برای شما عزیزان آرزوی خوشبختی و سلامتی میکنم.
خوب بازم معضرت می خوام از اینکه سه چهار ماهی نبودم. تویه این آپم واسه شما عزیزان یه عالمه خبر و تحلیل در مورد رانی و بالیوود آوردم که امیدوارم که مورد توجه شما قرار بگیره. راستی اگه یادتون باشه تویه یکی از آپ هام گفته بودم که می خوام از این به بعد خودم خبر های رانی رو ترجمه کنم و بزارم وبلاگم. رویه همین حساب واسه اینکه بد قول نشم. خبر ها و مقاله هایی که با این هدف ترجمه میکردم و می گذاشتمشون تویه پرشین رو می خوام به اینجا منتقل کنم. البته تا حالا بیشتر از 10 تا مقاله ترجمه کردم ولی مهمتریناشونو اینجا میزارم. بچه ها پرشین بالیوود چون مشکل سرور داشت واسه همین اونجا رو تعطیل کردن و یکی پیشرفته ترشو ایجاد کردن که آدرسشو براتون پایین میزارم، البته این سایت بعضی وقتا برام باز نمیشه و من نمی تونم برم توش و فعالیت کنم ولی مطمئنم که آفتاب خانوم و طنین خانوم و زلیخا خانوم و سایر دوستان زحمتکش اونجارو به یه منبع بزرگ و در خور شخصیت رانی عزیزمون تبدیل خواهند کرد. بچه ها خبر ندارین، تویه امتحانات بیماری مهلک برونشیت گرفته بودم که پدرمو در آورد و هنوزم دارم قرص هاشو میخورم. واسه همین تمام درسامو ناپلئونی قبول شدم ولی تو یکی از امتحانات غایب شدم که گواهی بیمارستان رو براشون بردم و نمرش صفر نشد. خلاصه خطر مشروط شدن از بیخ لاله و حلزون گوشم رد شد. کنکور کارشناسی و هم توی اون گیر دار امتحانات و مریضیم دادم که هر وقت کسی ازم نتیجه شو می پرسه شرمم میگیره چیزی بهش بگم( سکوت علامت رضاست) اول یه سری خبر جدید از رانی عزیزمون: لاو استوری جذاب از رانی و شاهید کاپور در پروژه جدید یاش راج فیلم واییییییییی بچه ها رانی و شاهید فیلم خودشونو شروع کردن و در حال فیلم برداری سکانس های اون هستن. ستاره های دیگه ای هم مثل آنوپام، راكي ساوانت و شرلين چوپرا هم حضور دارن. تویه این مدتی که من نبودم اتفاقات زیادی واسه این فیلم افتاد که من از طریق پرشین بالیوود از اونا مطلع میشدم. این فیلم مال کمپانیه یاش راج هستش و نویسنده اون آدیتیا چوپرای موفق هستش. من تویه نویسنده های بالیوودی فقط به سه نفر ایمان دارم. یکیشون آدیتیا هستش بعدی کارن جوهره و آخری هم سانجی لیلا بهنسالی هستش. خوشبختانه فیلم شاهرخ خان هم که اسمش Rab Ne Bana Di Jodi هستش بلاک باستر شد و رانی عزیزمون هم در این فیلم، تویه آهنگ چلته چلته حضور افتخاری داشت و دو تایی با کینگ خان رقصیدن و کلیپ رو به پایان رسوندن. که خیلی خیلی قشنگ بودش. ای کاش رانی رو می دیدین چه جوری شده بود. اندامش واقعا تغییر پیدا کرده بود. آخه واسه فیلم خودش باید کلی خودشو لاغر میکرد. من وقتی عکسشو دیدم دهنم همین طور باز مونده بود. اینم عکس هاش.
الهی که جعفر جونت فدات بشه دختر
این سه تا لینک از اهنگ چلته چلته هستش که باید با نرم افزار خاصی دانلودش کنین. علت اینطور بودنش هم به خاطر فشرده سازیشه. اول نرم افراز رو دانلود کنین بعد نصبش کنین بعد لینکهایی که اینجا گذاشتم رو توش بزارین تا براتون دانلودش کنه. بعدشم بشینین نگاش کنین لینک نرم افزار http://dl.filekicker.com/send/file/181500-XISU/flvplayer_setup.exe http://www.youtube.com/watch?v=jVEJjVL_HV8 http://www.youtube.com/watch?v=rEsQWJbNCGg http://www.youtube.com/watch?v=qAaZUM5qmnw
داشتم میگفتم که رانی و شاهید عزیز برای اولین بار در کنار هم قرار گرفتن. که این ما طرفدارای رانی رو خیلی خوشحال کرده چون بعد از چند تا فیلم که رانی تو همشون با بازیگرای ریش سفید بالیوود بازی میکرد. ایندفعه با یه جوووون هم سن و سال خودش همبازی شده. شاهید از رانی عزیزمون سه سال کوچیک هستش و این برای رانی یه موقعیت استثنایی هستش که این واقعیت رو نشون بده که در جسم و روحش انعطاف و طراوت بسیار زیادی برای بازی حتی در مقابل بازیگر جوانی همچون شاهید وجود داره. شاهیدی که کلا قیافش چند سال جوووون تر از سنش میزنه. این برای ما طرفدارای رانی خیلی لذت بخش و غرورآفرین هستش. چون داره برای همه ثابت میشه که تویه بالیوودی که نسل جدید بازیگرا دارن خودنمایی میکنن و و بازیگرای زن آفتاب لب بومی دارن آخرین تلاش های خودشونو برای فـِرِش نشون دادن خودشون میکنن. این رانی موکرجیه که تازه داره با هم سن و سال های خودش دور ور میداره. و میخواد باکس آفیس بترکونه. رانی تویه این فیلم اونطور که تا حالا اطلاعاتی از داخل گروه به بیرون درز کرده در نقش یه دختر هستش که به خاطر اینکه علاقه شدیدی به بازیه کریکت داره خودشو به شکل یه مرد سیبیلو در میاره تا بتونه وارد یک تیم کریکت بشه و تویه اون تیم ضمن انجام بازی، یواش یواش عاشق هم تیمیش میشه که شاهید عزیزمون بازیگرشه. وایییییییییییییییی خدا، بچه ها نمی دونید وقتی که عکس های جدیدش به دستمون رسید چه حالی بهمون دست داد. یعنی دیگه داشتیم از خوشحالی منفجر میشدیم. من که اونقدر دلم واسش تنگ شده بود که بعد از دیدن عکسش بعد از نیم ساعت قربون صدقه رفتنش، چهار دور تمام اتاق های خونه رو بدو بدو رفتم و اومدم. (دور آخر پام به پایه مبل گیر کردو با کله............... یادم نندازین) ایناهم عکس هاشه:
می بینین چقدر لاغر شده. از بس که به حرفه اش علاقه داره. تموم رژیم های غذایی و ورزش هایی که باعث لاغری موضعی براش بشه رو انجام میده. منابع هم میگن که برای لاغر کردن خودش از مربی شخصی امیر خان آقای ساتياجيت چوآراسيا کمک گرفته و اونم برنامه خیلی سفت و سختی رو براش نوشته ولی این جیگرمون با کمال میل طبق این برنامه عمل میکنه. اونا دو ماه قبل از اجرای آهنگ چلته چلته کارشونو شروع کرده بودن و بدنی که از رانی در این آهنگ می بینیم حاصل دو ماه ورزش و حفظ رژیم غذایی هستش که در طول این مدت رانی نزدیک به 6 کیلو وزن کم کرده. این برنامه ای که به رانی داده شده محرمانه هستش چون مسلما یه فرمول با ارزشیه ولی میگن رانی سه روز ورزش لاغری میکنه سه روز هم یوگا برای به تعادل رسیدن جهت برطرف کردن مشکلات حاصل از وزن کم کردن رو انجام میده. بچه ها 10 سال قبل زمانی که رانی می خواست کوچ کوچ رو با کارن و شاهرخ و کاجول کار کنه کارن ازش خواسته بود که واسه فیلم برداری چند کیلو وزن کم کنه ولی رانی عوض وزن کم کردن تازه چند کیلو هم اضافه وزن آورده بود. علتش هم این بود که مثل آدمای آماتور واسه لاغر شدن تصمیم گرفته بوده که لب به غذا نزنه و با این کارش در ترتیب وعده های غذایش ناهماهنگی بوجود آورده بوده چون تویه یه وعده هیچی نخورده و تو اون یکی برای رفع گرسنگی مفرت هر چی دستش اومد خورده و علم هم ثابت کرده که ادامه این روند، عوض لاغر شدن باعث چاق تر شدن هم میشه. خوب اون زمان رانی به صورت حرفه ای با ورزش هایی که یه سوپر استار برای حفظ وزن و آناتومی بدن خودش انجام میده آشنا نبود و نمی تونست به صورت سریع وزن خودشو کم بکنه ولی از این عکس معلومه که این مربیه واقعا کارش درسته. چون رویه بدن عامرخان با اون قد کوتاهش ماهیچه 8 تیکه ای کاشته که خارق العاده هستش. من که از عامر بعید میدونستم. هر چند که میتونم بگم عامر تمام معادلات رو برهم زده و فیلمش که اسمش هست Ghajini ، 2,40,576 کرور که یه عدد نجومی در کشور هند به حساب میاد فروش کرده. این فیلم امیر، رکورد بالاترین میزان فروش رو از چنگ فیلم اسطوره ای شعله در آورده و در صدر فروش فیلم های کل تاریخ بالیوود با فاصله خیلی زیاد از شعله قرار گرفته. خوب فکر نمیکنم که هنوز این فیلم داخل ایران اومده باشه ولی مسلما باید خیلی دیدنی باشه که اینهمه فروش کرده. جدای از مبلغ فروش، این فیلم یه چیزی رو برای همه فن های سینمای بالیوود ثابت کرد و اونم اینه که هیچ وقت نباید بازیگر خاصی رو تویه این سینمای بزرگ، یک شخصیت خاص دونست. این باکس آفیس به ما بالیوود دوستان نشون داد که کسی توش قدرت مطلق و برتر نیست. هیچ کسی توش پرفکت از همه جنبه ها نیستش. این همون عامر خانه، همونی که اخلاقش تندش و دعواها و نا آرامی هاش زبون زد خاص و عامه. همون کسیه که جشنواره فیر رو تحریم کرده و اسم رقیبشو رویه سگ خودش گذاشته. میشه ساعتهای در مورد شخصیتش صحبت کرد ولی به همین جا اکتفا میکنم که اون بعد از فیلم فنا به خودش اومد. تاره زمین پر رو کارگردانی کرد و عنوان بهترین کارگردان سال رو در مقابل شخصیت های بزرگی مثل سانجی، فرح خان و رو مال خودش کرد. میخوام بگم این محبوبیت نیستش که باعث میشه کار یه بازیگر بگیره بلکه موضوع فیلم و ماهیت شخصیت کاراکترش در فیلمه که باعث میشه مردم به دیدن بازیش رغبت پیدا کنن. درسته کینگ خان تویه بالیوود همیشه فیلماش بلاک باستر میشه. ولی همین کینگ خان با خود رانی پاهلی رو کار کرد که فیلمشون شکست خورد. چرا؟ چون موضوع فیلمشون در مورد یه قوم پنجابی بود. پنجابی هایی که در ادامه بیشتر در موردشون می خوام صحبت کنم بکنم. شما برین تویه هاتبرد کانل همین پنجابی ها رو تماشا کنین ببینین چه شکل و قیافه ای دارن. و برنامشون چه شکلیه. میتونم براتون یه قوم آفریقایی گرگوری رو مثال بزنم. خوب وقتی که رانی سال قبلش بلک رو داشت و کینگ خان هم کال هو ناهو رو داشت. انتظار میرفت این فیلم از این دو زوج بترکونه، ولی اینطوری نشد چرا چون داستان فیلم در مورد یه قوم و یه فرقه خاص مذهبی هستش و رویکرد فیلم بر روی محوریت اعتقادات و تخیلات این فرقه مذهبی هستش. خوب معلومه که دیگه این فیلم نمیتونه مخاطب عام داشته باشه. یا فیلم بعدیشون کانک این فیلم هم به همین شکل چون موضوعش مطبوع قشر عام نبود بلکه خیلی هم مورد دار بود، بعضی ها ترجیح دادن که نزدیک کارن و جیگر گوششون، شاهرخ خان نشن و رفتن فنا رو کار کردن. ولی رانی اومد و اونو بازی کرد. این فیلم سوپر هیت شدش ولی چون موضوعش مورد داشت، بیشتر از اون ازش استقبال نشد. ولی سال بعدش کینگ خان چکده ایندیا رو کرد که بلاک باستر شد. می خوام بگم این داستان و حصوصیات یک کاراکتر در فیلمه که باعث میشه مورد توجه قرار بگیره یا برعکس.
همین آکشای کومار سال قبل تویه سبک بازیه خودش تحول ایجاد کرد و سه تا فیلمشم پر فروش شد. و العان خیلی از بازیگرای زن هستن که علاقه به بازی باهاش رو دارن منم قلبا به بازیش اعتقاد دارم. درسته بالیوود واقعا قوانین منحصر به فردی داره. این قیافه بازیگرا نیستش که تعیین و تضمین کننده باشه چون خیلی از اونا خوش تیپ ترش هم هست ( اهههههم ) برعکس ایران که گلزار عزیزمون واسه کل کل کردن با زنش تویه فیلماش رکورد پر فروش ترین رو داره. قیافه نیست که بازیگر رو بالا میکشه. بلکه توانایی در حس گیری در سکانس های چند ثانیه ای و قدرت در بروز احساسات و همچنین کیفیت در رقص و داشتن تناسب در اندامه که باعث میشه یه بازیگر بتونه مسیر خودشو به طرف موفقیت تغییر بده. من فکر میکنم که نباید به داشتن محبوبیت هم زیاد امیدوار بود چون همین رانی عزیزمون هم در حالی که تویه مسابقه سبسی فورت خان که مال انتخاب محبوب ترین بازیگر بالیووده به عنوان چهره اول انتخاب شد ولی فیلم اخیرش که تودا پریا تودا مجیک بود نتونست موفق بشه چون نقشش تویه این فیلم خیلی ضعیف و دور از انتظار بود. من به شما قول میدم که همین عامر خان یا شاهرخ خان اگه هر کدوم برن یه فیلم دریپت واسه سال آینده بازی کنن، فروش فیلمشون از 20 کرور هم بالاتر نخواهد رفت. و اونی هم که فروخته واسه اومدن فن های بزرگشون خواهد بود. میخوام بگم، این اصلی ترین دغدغه یه بازیگر هستش که باید طوری مسیر خودشو پیش ببره که بعد از یک موفقیت بتونه بازم موفقیتشو در فیلم بعدیش تکرار کنه. همون کاری که رانی بعد از شگفتی که در لاگا چوناری مین داگ ایجاد کرده بود، به خاطر نقش ضعیفی که در فیلم نامه کونال کوهلی داشت نتونست انجام بده. ولی این انتخاب نشدن از طرف داوران نشان از افت کردن بازیگر نیست بلکه فقط نشان از بد بودن ضمینه و شرایط کار داره. چون مسلما همه بازیگرا یه توانایی هایی دارن که فیلم به فیلم و سکانس به سکانس اون توانایی ها و استعداد ها رشد میکنن. و بازیگر رو به سمت پیشرفت و ترقی در اجراهاش هدایت میکنن. یعنی روز به روز به اندوخته و تجربشون اضافه میشه ولی وقتی که بازیگر در یک بستر مناسب برای هنر نمایی قرار داده نشه. مسلمه که راندمان بهروری اون کاهش پیدا میکنه. بزارین واستون یه مثالی بزنم شما اگه بیاین تویه تیم ملی کشور بورکینافاسو که پخمه ترین بازیکنان جهان رو داره. به جای یکیشون رونالدو یا رونی رو قرار بدین( عشق منچسترم ) خواهید دید که از این بازیکنای تراز اول هیچ کاری بر نخواهد اومد چون بستر مناسبی برای بازیش فراهم نشده. چون مربی بورکینافاسو فرد قابلی نیست و تاکتیک موثری برای نمایش توانایی های بی نظیر اون نداره چون همبازی هاش چیزی بلد نیستن و نمیتونن باهاش هماهنگی داشته باشن و برای هنرمایی اون موقعیت خلق کنن. و هزار تا دلیل موجه دیگه که میشه در قبال شکست فیلم یه بازیگر بزرگ آورد. مثل پاهلی که به اندازه کافی توضیح دادم. شکست تویه کارنامه همه بوده و هست ما طرفدارای رانی سال که گذشت رو برای رانی یه سال ناموفق می دونیم که اشکال شکستش نه از جانب بازیش بلکه به خاطر فیلم نامه ضعیف فیلمش بود. اونایی که این فیلم رو دیدن میدونن من چی میگم. انگار نه انگار که دو تا ستاره بزرگ تویه فیلم حضور داشتن. کونال فیلم رو واسه بچه ها ساخته بود و محوریت فیلم رویه اعمال پنج تا بچه یتیم بود که رانی به عنوان یه فرشته سعی می کنه. پدر ناتنی شونو باهاشون خوب کنه. تفاوت فضایی که من از فیلم تویه آپ های قبلیم ترسیم کرده بودم با اون چیزی که در فیلم مشاهده میشه از زمین تا آسمونه. در هر صورت بازیگرای بزرگی مثل شاهرخ خان و سلمان خان و عامر خان به سبب قدرت بازیگریشونه که دارن تویه بالیوود سلطنت میکنن. من فیلم هالیوودی زیاد میبینم ولی واقعا میخوام بگم تا حالا هیچ کسی رو مثل کینگ خان ندیدم. البته واسه براد پیت هم احترام خاصی قائلم ولی اون هیچ وقت نمیتونه ستاره بزرگی مثل سلمان خان شاهرخ خان و عامر خان بشه. این سه تا خان بالیوودی برترین بازیگرای جهان هستن. من همه جا گفتم اینجا هم میگم. من هر سه این بازیگرای بزرگ رو به یک اندازه دوست دارم و هیچ کدومشون برام ارجعیت ندارن. هر سه اینا با رانی عزیزم کارهای فوق العاده ای داشتن و منم هر سه شونو به یک اندازه دوست دارم. و دعا میکنم که رانی عزیزم با سلمان خان بازم بازی کنه تا ما رو یاد شاهکار بابول بندازه. با کینگ خان بازی کنه تا ما رو به یاد افسانه کانک بندازه. و با امیر خان هم بازی کنه تا ما رو به یاد عشق پاکی که در روح اون جووون در فیلم غلام داشت بندازه.
عجب اسکلیه چتر رو گرفته رو سر خودش البته فعلا که رانی داره با همسن و سال های خودش بازی میکنه. و هنوز خیلی وقت برای بازی با خان ها داره. تازه کار رانی عزیزمون با شاهید اونقدر گرفته که اینا هنوز این فلیمشون تموم نشده قرار داد یه فیلم دیگه رو هم بستن که دیگه ما طرفدارهای این زوج دیگه برای آرامش یافتن و ریلکس شدن، خودمونو به در و دیوار میکوبیدیم. رانی و شاهید کلا خیلی به همدیگه علاقه پیدا کردن و اونایی که سر صحنه ها هستن میگن شاهید تند تند واسه رانی جوک تعریف میکنه و رانی رو میخندونه.
ای جانمممممممممممممممممممم
شایعه هایی مبنی بر عدم رضایت رانی و آدیتا پیرامون روند ساخت فیلم اگه خبر های اخیر روزنامه ها قابل استناد باشد. تهیه کننده فیلم یعنی آدیتا چویرا از سر مسئولیتی که در ساخت فیلم داره، واکنش تازه ای نشان داده. این واکنش از طرف آدیتا اینبار مربوط به آنوراگ سینگ کارگردان چرمنگ فیلم جدید رانی موکرجی هستش.
این منبع نقل قول کرده که: یک فرد مطلع گفته که برنامه فیلم برداری و ساخت این فیلم در ماه دسامبر هم ادامه خواهد داشت. هر چند که این پیش بینی قبلا مطرح شده بود. این منبع در مقاله خودش به رانی اشاره کرده، که رانی به آدیتا دستور داده اقدام موثری در این مورد انجام بده. این طور که به نظر میاد ستاره زن این فیلم یعنی رانی موکرجی از روند شکل گیری داستان بسیار ناراحت هستش. اون واقعا کارگردانی فیلم رو در بعضی از سکانس ها خودش انجام میده. این معقولانه هستش که واکنش سخت آدیتا نسبت به کارگردانی فیلم ناشی از تاثیر نارضایتی رانی در مورد روند ساخت فیلم هستش. این منبع در صفحه دیگری از گزارش خودش اضافه میکنه که رانی موکرجی بعد از فیلم کم فروغ خودش به دنبال بازی در نقش های اکتیو و ترتیب دادن برنامه کاری پرکاری هستش و در این باره با آدیتا صحبت هایی میکنه. او از روند پیشرفت کار راضی نیست و این رو احساس نارضایتی خودش رو به آدیتا برای بازنگری در کار اعلام میکنه. به همین دلیل مدت فیلم برداری چیزی بیشتر از حد معقول خواهد بود. ( خودم از پرشین قدیم)
جاذبه ملکه بالیوود در جمع کردن ستاره های بالیوودی در روز والنتاین یک خبر که از چندتا خبر برداشت شده !!!! (آفتاب خانوم از پرشین بالیوود) MASTER BOSS
لازم میدونم بعد از خبری که آفتاب خانوم در مورد محل فیلمبرداری فیلم رانی که چادریگا گذاشتن توضیحی بدم. ایالت پنجاب در شمال غربی کشور هندوستان و چسبیده به مرز پاکستان قرار داره که برای درک بهتر موقعیتش میتونم براتون محل قرار گرفتن استان آذربایجان غربی در کشورمون و چسبیده بودنش به ترکیه رو مثال بزنم. مساحتش 52.362 کیلو متر مربع هستش و چهار شهر به نام های Ludhiana ، Amritsar ، Patiala ، Jalandhar داره و جمعیتش در سر شماری که در سال 2000 انجام شده 24,289,296 میلیون نفر هستش. پایتخت این ایالت بزرگ شهر چاندیگرا هستش. ایالت پنجاب یکی از قدیمی ترین و باستانی ترین نقاط هند به شمار میره و قسمتی از یک مهد تمدن بزرگی هستش که نامشHarappan Civilization هستش و بعد ها این تمدن گسترش یافت و در مجموعه نقاطی ساکن شد که به IVC معروف هستش. که البته هنوز هم میان دانشمندان در مورد نقاط پرورش یافتن این تمدن اختلافاتی وجود داره. ولی اون طور که بر آورد میشه ساکن شدن اولین بشر در این محل در کنار رود Ghaggar Hakra river در مکانی به نام Ghaggar-Hakra valley که درست در وسط مرز دو کشور پاکستان و هند هستش قرار داره که بر میگرده به 5500 سال قبل از میلاد مسیح. ولی تمدن Harappan Civilization از 3300 سال قبل از میلاد آغاز شده که در طی گذشت زمان این محل بزرگتر شده و در طول 10 مرحله تکامل، تغییراتی در جغرافیای اون پدید اومده و اونو در بین چند ایالت از پاکستان و هند پراکنده کرده. کشاورزی بزرگتریت صنعت مردم این ایالت هستش و اونا از تولید کننده های اصلی گندم کشور به شمار میرن. البته فعالیت های دیگه ای هم مثل تحقیقات علمی، ساختن کالا های الکترونیکی، و تولید ماشین الات رو غیره هم انجام میدن. ایالت پنجاب به دلیل داشتن قطار، فرودگاه، حمل نقل دریایی و جاده ای که کل منطقه رو پوشش میده، به داشتن بهترین زیر ساخت ها معروفه. این ایالت رکورد کمترین نرخ تهی دستان و گرسنه گان در بین سایرین رو با 6.16% در سال های 1999 تا 2000 رو دارا هستش. و بر اساس بررسی و انتخاب اداره آمار و اطلاعات دولت هند، موفق شده جایزه بهترین کارائی و بازدهی در بین ایالت ها رو بگیره. عبارت پنجاب از کلمه فارسی "پنج" + "آب" تشکیل شده که نشان دهنده داشتن پنج رودخانه در این ایالت هستش. انجمن های علمی این ایالت بهترین کیفیت رو دارا می باشن و در تمام شاخه های هنری، پزشکی، مهندسی، دامپزشکی و غیره در سطح بین المللی در مقاطع بالا اقدام به آموزش میکند. دانشگاه کشاورزی ایالت پنجاب یکی از ممتاز ترین مکانهای تدریس این علم در سطح بین المللی به شمار میره. این یکی از دستاوردهایی بود که تحت نام انقلاب سبر در دهه 60 تا 70 رخ داد. سیستم حمل نقل این ایالت از بین 210 نقطه در کشور در رتبه اول قرار داره. تمام روستاهای این ایالت بزرگ که قبلا هم ذکر کردم که 24 میلیون و خرده ای جمعیت داره از نعمت برق بهره مند هستند. خاک این ایالت از حاصلخیز ترین نقاط جهان به شمار میره. و ایده آل برای کاشت گندم هستش. همچنین در اینجا برنج و نیشکر و میوه و سبزی هم کشت میشه. این شهر در اصطلاح با نام "انبار غله هند" صدا زده میشه. تولیدات این ایالت در سال قبل، 14 در صد پنبه، 20 در صد گندم، 9 در صد برنج از کل تولیدات داخل کشور رو شامل شد. اعتقاد اکثیریت مردم در ایالت پنجاب به آئین Sikhism هستش. در کل 59% از مردمش به این مکتب ایمان دارند. 39% به آئین Hinduism بقیه هم به اسلام و بودیسم و مسیحیت و برهمایی. زبان خواندن نوشت نپنجابی ها Gurmukhi script هستش و زبان های دیگه هم که آنها صحبت میکنن هندی و زبانهای مختف هر ادیانی هستش. ایالت پنجاب خود به 20 بخش تقسیم شده است.
بچه ها رانی عزیزمون در کنار گروه فیلم برداری اکثر سکانس های این فیلم رو در این همین شهر چانداریگا گذروندن ومشغول فیلم برداری بودن. البته رانی زمان فیلم برداری فیلم پاهلی زیاد لخوشی از مردم این منطقه نداشت ولی تو فیلم برداریه فیلم جدیدش در کنار شاهید واقعا مورد لطف و محبت مردم این منطقه و خصوصا مردم کشور پاکستان که فیلم هندی زیاد نگاه میکن قرار گرفتن. خود چاندایگا همون طور که در بالا توضیح دادم یه شهر خیلی متمدن و اصیل هستش که سهم بسزایی در پرورش تولید تفکر و ایدولوژی های مذهبی داره. و تو کشور هند که به سرزمین هزار ادیان معروفه ازش به عنوان چشمه سار اندیشه و تعقل نام برده میشه. کشور هند که بعد از یک قرن چپاول در سال 1947 بعد از بیرون راندن انگلیسی ها توسط رهبر آزادی خواه ولی افراطی در بعضی عقاید انسان شناسی. اعلام استقلال کرد و قسمتی از همین ایالت پنجاب در مرز بندی جدید به کشور همسایه منتقل شد. در این کشور پهناور که به سرزمین هفتاد و دو ملت معروفه بیش از یک میلیارد جمعیت داره که غیر از انگلیسی و هندی که زبان اصلیشونه به 1500 لحجه گوناگون توش صحبت میشه که نشون از گسترده بودن سطح تمدن و فرهنگ در این کشور هستش. مهمترین نشانه های دموکراسی در این کشور داشتن آزادی در مکتب و مذهب هستش که باعث شده تمام ادیان در حال رشد و پرورش و نشر ایدئولوژی های خود و جذب پیروان باشند و که این نشان از زنده و جاری بودن فرهنگ و تمدن در این کشور هستش. و مشخصا با روی کار اومدن هر حکومتی با مذهب خاص اون مذهب تقویت میشه ولی بقیه در حاشیه قرار میگیره. در این کشور که به فستیوال ادیان معروفه مردمش واقعا معتقد و پایبند به دستورات و اصول مذاهب خود هستن و آداب و رسوم خودشون رو هم با مذهبشون منطبق کردن و خودشونو حتی در ساده ترین و پیش پا افتاده ترین امور زندگیشون ملزم به رعایت اون میدونن. همین رانی عزیزمون خیلی دوست داشت که در جشن رنگ ها در شهرشون در کنار خانوادش شرکت کنه ولی تهیه کننده و سایر عوامل سازنده این فیلم با وجود اصرار رانی بهش مرخصی برای رفتن پیش خانوادش رو ندادن و رانی تلفنی با خانوادش در جریان مراسم قرار میگرفت( الهی بگردم). میتونم بگم حتی بعضی ادیان که امروزه برای خودشون پیروان زیادی رو جمع کردن مهد تولدشون در این کشور بوده و بعد به نقاط دیگر جهان منتقل شده. زنده بودن فرهنگ و اندیشه دینی در این کشور باعث شده که نمونه هایی از ادیان اونها حتی در کشور غربی همچون امریکا و انگلیس هم رسوخ کنه و در اون مکان هم برای خودش پیروانی جمع کنه. زیرا که اساس ایدئولوژی ها وعقاید در این ادیان همه از استدلال هایی عرفانی که تمایل شدیدی به نزدیک شدن خاستگاه پروردگار یکتا داره، نشات گرفته در حالی که اساسا ایدوئولوژی ها و عقایدی که در مکتب غرب وجود داره همشون واقعا دور از خواستگاه اصلی فطرت انسان که همون قرب به خداوند هستش سرچشمه میگیره که میشه گفت عرفان اونها از روی قراردادها و استدلال های اصل فلسفه هستش و برای همین در ادیان خودشون دچار انحرافات فاحشی شدن و به سبب تاثیر از ایدئولوژی های فلسفی به جای تفکرات الهی و یکتا بینی از رسیدن به سرمنزل متعالی واقعا دور خواهند موند و در بعضی، دچار انحرافات 180 درجه ای به سمت پرستش شیطان و خرافه های انحطاط آمیز میشن. در کل میتونم بگم عرفان و ادیان غربی به سبب دور بودن یا قبول نداشتن نیاز اصلی فطرت آدمی که پرستش خداون یکتا هستش.از نظر ما مسلمانان باطل هستش و نمیتونه سبب رسیدن اسنان به مدینه فاضله بشه ولی همه ما میدونیم که عرفان شرق به سبب تاثیری که از ظهور و وجود ادیان الهی در ناحیه خودشون گرفتن تقرب بیشتری به سمت پرستش خداوند واحد و تطابث بیشتری با تعالیم و اعتقادات ادیان دارن. ولی باز هم به خاطر تاثیر گرفتن از اصول فلسفه به جای تاثیر پذیری بر ادیان الهی دیگر خودشونو از سر منزل دور کردن. و می بینیم که هر مذهبی به دنبال رسیدن به معودگاه اصلی در تکاپو و جنب جوش هستش ولی حقیقت در جایی دیگر قرار داره و در کل اونا در پایان راه دچار با سفسطه هایی که از همون اصول ناقص فلسفه نشات گرفته، دچار میشن برای همین می بینیم که مذهب مسیحیت بعد از تحریف هایی که روش انجام شد مسئله تسلیس براش پیش اومد و در جاهایی دیگر دچار انحرافاتی در مورد بوجود آوردن شخصیت ها و موجودات خیالی پیرامون دشمنان مسیح فرزند خداوند شد و اتفاقات و جرایانات دیگه ای که در رویارویی اون قدرت های ماورائی که همشون توانایی پیروزی بر قدرت مسیحیت رو دارن و در فیلمها و داستان ها می بینیم شد. که همشون باطل هستن و حضرت مسیح هیچ وقت حرفی از اونها به میان نیاورده بود. من دیگه نمیخوام بیشتر از این فضای ساده وبلگمو تخصصی کنم ولی برای پایان به اینجا اشاره میکنم که در بین عرفان ها و ادیان های مختلفی که در داخل هند وجود داره بعضیهاشون واقعا به درجات بالایی رسیدن و بعضی از اونها تبدیل به مبتذل ترین اشکال بت پرستی شدن که نمونه از اونها میتونه خلق شخصیت مشهوری به نام کریشنا در متن مقدس دین هندویی که از اون با نام خداوند یکتا نام برده شده.
ملکه بالیوود الگویی کامل برای زندگی مطالعات نشان میدهد که عامل خوشحالی انسان 50 درصد ژنتیکی و 50 درصد آموختنی است. و شما برای داشتنش دیگه نیازی به داشتن شانس و اقبال نداری. دیگه نیازی به داشتن یه معشوق برای بدست آوردن خوشی نداری. iTALK در کتاب جدید خودش به شما یاد میده که چگونه بدون داشتن دلیل و ورود چیز جدید در زندگی خوشحال باشید، همانگونه که رانی موکرجی در هنگام مواجهه با مشکلات خیلی راحت با آنها از طریق رعایت این اصول که در پایین ذکر میکنیم، برخورد می کند. فشار این دنیای ماشینی باعث شده که همه ما برای تامین زندگی چند شغل متفاوت داشت باشیم و در حالت دوان دوان مشغول خوردن غذامون باشیم. و از طریق نوشیدن کافئین بتونیم انرژی انجام کار رو بدست بیاریم، این در حالی هستش که هیچ وقتی برای خودمون نداریم. خیابان های ما پر شده از سارقان و شیادان خوشحال. حقیقت این است که اشخاصی که حس شادی در خود دارند و این رو در خودشون حفظ میکنن انسان های خوشحال و نیک اندیشی هستند و بیشتر از کسانی که این حس را در خود ندارند عمر می کنند. میشه گفت رانی موکرجی کسی که یک دوره نا خوشاید در دوره کاری خودش رو تجربه کرده از این 7 روش برای شاد نگه داشتن خودش استفاده میکنه، که به شرح زیره: 1- به یاد داشته باش که تو مالک حس خوشحالی خودت هستی. *- بپذیر این امر رو که تو همان کسی هستی، که باید مالک حس خوشحالیت باشه. خوشحال بودن از آن تو هستش و تو نیرو این رو داری با ایجاد تغییر در زندگیت شادتر باشی. *- غرغر کردن را رها کن. غرغر کردن انرژی تو رو به سمت آدم منفی بودن سوق میده. *- هیچ چیزی اهمیت ندارد. با شجاعت وارد هر مرحله از زندگی شو و هیچ وقت ناامید نشو تا زمانی که آن کار را به درستی انجام داده باشی. تا پیروزی نهایی ادامه بده. 2- به هر چیزی که فکر می کنی ایمان نداشته باش. *- سوالاتت پیرامون اندیشه ات. وقتی که سوالات تو را در خود احاطه کردند. تو پیدا خواهی کرد که مجبور نیستی برای بیرون کردن افکارت تلاش بکنی. زمانی فرا خواهد رسید که آنها به آسانی نیروی خود را برای واژگون کردن تو از دست خواهند داد. *- بسته های فکری اضافی خودت رو با کسی به اشتراک بزار. یا اونها رو لحظه به لحظه یاداشت کن. قلم تو می تونه نمایش بده احساسات و اندیشه های تو رو. مادامی که دست تو باهات همکاری کنه. 3- اجازه جاری شدن عنصر عشق رو بده. *- آرزوی تندرستی برای دیگران بکن. مهم نیست که آنها چقدر با تو با ناملایمتی برخورد میکنند. وقتی که در یک صف طولانی ایستاده اید. به جای غضب و اوقات تلخی، سعی و فکرت رو بر این به کار بگیر که رابطه خوبی با مردمی که درکنارشون ایستاده ای داشته باشی. *- عشق و نفرت دو احساس متفاوت ولی با قائده در قلب تو هستند. داشتن احساسات مثبت و دوستانه باعث بوجود آمدن شخصیت جذاب خواهد بود. در صورتی که گناهکار بودن و غمگین بودن بوجود آورنده شخصیتی پس زننده خواهد بود. *- قدرت رد کردن، رد کردن و نپذیرفتن چیزی که باعث بوجود آمدن احساس رنجش آوری در تو می شود. و تکیه بر آموخته خودت باعث بهتر شدن احساساتت می شود و تو رو به عرش آسمان می برد. 4- اختصاص زمانی برای شخصیت درونیت *- گاهی اوقات به نظرت انجام کار بی ارزش می تونه برات ارمقان آورنده همه چیز باشه. درحالی که فقط تو رو در طوفانی از اندیشه ها قرار میدهد. *- همیشه بگو بله. هرگز نگو نه. این یک فرمول برای برنده شدن هست. یاد بگیر که با علاقه و با نگرش مثبت، با اشخاص رو برو بشی. 5- نهال رابطه های مستحکم رو بکار. جهان رو به مانند یک خانواده فرض کن. توجه خودت رو به صفات مشابهی که با مردم داری جلب کن. آنها را بشناس و دسته بندی کن. *- زمانی که با یک فرد با اندیشه های منفی صحبت میکنی. بیان و لحن صحبتی بی طرفانه داشته باش و از حرکات بدن برای ابراز عقیده خودت در باره کاری که آن شخص انجام داده استفاده کن. *- گروهی رویایی برای رسیدن به خوشحالی ایجاد کن. وقتی که دو یا تعدادی از مردم برای رسیدن به هدف مشخصی تلاش میکنند، رسیدن به آن خیلی سریع تر و آسان تر اتفاق می افتد. 6- مسیر خودت رو به سمت شرایط موفقیت سوق بده *- در جستجوی راه بودن برای برگشتن به مسیر اصلی در کارت و قرار دادن آن در خط موفقیت. *- تو آرزو داری که بتونی تسلط بر انتخاب تصمیمات روزمره داشته باشی. تو مجبور نیستی که شخص ثروتمندی برای اهدا و بخشش به نیازمندان باشی. 7- از خود بدنی شاداب بساز. *- با رعایت رژیم اقدام به خوردن نوشیدنی و غذا بکن. این باعث میشه که کمتر به دکتر مراجعه بکنی و یک عمر زندگی با تندرستی داشته باشی. *- عمل شست و شوی بدنت رو برای داشتن سلول هایی شاد انجام بده. همیشه به مقدار کافی آب به بدنت برسان. *- از شکر سفید پرهیز کن. اون منجر به افسردگی و اعتیاد میشه. و اون بدترین ویران کننده شادی هستش. *- مواد غذایی نا معتبر حالت و سطح انرژی شما رو دگرگون می کند. *- به کافئین لگد بزنید چون مخابره اطلاعات به مغز را دگرگون میکند، به جایش چای برگ سبز بنوشید. *- به اندازه کافی استراحت بکنید چون خوابیدن یک روش مناسب برای از بین بردن خستگی است. *- تنفس عمیق کردن رو تمرین کنید. خصوصا زمانی که دارای فشار هستید (استرس) *- به حرف عقل خودتون گوش کنید البته بعد از چک کردن منظم افکارتان توسط دکتر. (خودم از پرشین قدیم)
بچه ها به نظر من که توصیه های خیلی مفیدی بودش. و از اون مهمتر اینکه ایشون رانی عزیزمون رو به عنوان الگویی که تمام این موارد رو رعایت میکنه مثال زده که برام خیلی با ارزش بود. البته هممون می دونیم که رعایت همه این موارد برای ما سخته چون نیاز به یه اراده قوی داره. ولی اکثر آدمای موفق یه همچین خصوصیاتی در شخصیت خودشون دارن که به واسطه اون می تونن پله های ترقی و پیشرفت در مسیر خودشون رو سریع تر و با مشکلات کمتر طی کنن. ولی به نظرم، من و شمای نوعی هیچ کم و کسری تویه وجودمون نداریم که بخوایم اونو بهانه برای ناکامی در زندگیمون بکنیم بلکه دلیلش تنبلی و نداشتن یه هدف بزرگ و آسونه. همیشه تویه رویاهامون نقشه های بزرگ برای خودمون می کشیم ولی زمانی که وقتشه که در اون راستا گام برداریم به بهانه های مختلف اونو کنار میزاریم و مشغول کارهای بیهوده میشیم. من خودم به شخصه این تجربه رو بارها به دست آوردم که وقتی با علاقه و اراده به سمت هدفی حرکت کردم حتما اونو به دست آوردم. واسه خودمم هم آرزو های بزرگی در سرم دارم که همیشه سعی می کنم در راستای تحقق اونا قدم بردارم و خودمو در اون زمینه ها بالا بکشم. و ایمان قلبی هم دارم که به تک تک اونا خواهم رسید. البته خودمو بیخود تو زندگی محدود نمیکنما ولی دنبال هر کار بیهوده ای هم نمیرم. به نظرم آدم باید همیشه با یه دید محققانه به جزئیات اطرافش نگاه کنه. تا بتونه اونو عمیقا درک کنه و به ماهیتش پی ببره. من خودم کامپیوترمو که نه سالی میشه ازش کار کشیدم رو تا حالا هر بلایی که فکر کنین سرش آوردم. درسته خیلی خرج رو دستم گذاشته. ولی حالا واقعا می فهمم که داخل کیسش چی دار میگذره. همیشه تو ذهنم سوال دارم و سعی میکنم که به وقتش از شخص مورد نظرم بپرسم. ولی نمی تونم اینو درک کنم که چرا بعضی آدما خودشونو به خاطر اعتقاد به بعضی مسائل افراطی تویه جامعه منزوی می کنن. مثلا بعضی از دانشجو ها فکر میکنن که کم صحبت کردن نشانه مودب بودنشون یا نشون از عالم بودنشونه. من برعکس فکر میکنم تویه دانشگاه آدم تا میتونه باید سوال بپرسه حتی به قیمت پایین اومدن مخ استاد. درسته ممکنه همکلاسی هات بخندن که بابا بازم این شروع کرد. ولی خیلی وقتا همونا هستن که ازت به خاطر باز کردن یک مبحثی تشکر میکنن و حداقلش اینه که با شنیدن یه مطالب جدیدی از استاد استفاده مطلوبی از وقتشون بردن. من خودم چند هفته قبل یه کنفرانس در مورد بانکداری الکترونیکی و وضعیت اقتصاد کشور دادم که آخرش همکلاسی های جدیدم که همشون دخترن، چنان واسم دست زدن که حراست دانشگاه اومد به استاد تذکر داد.(استاد گفت ازم نمره کم میکنه). میخوام بگم این ما آدما هستیم که باید خودمونو بالا بکشیم نه کسه دیگه. چرا باید آدم بخاطر زیر میز خندیدن یه عده خودشو از پیشرفت کردن باز داره. نه دست زدن کسی و نه نمره استاد، هیچکدوم به اندازه رضایت از داشتن اعتماد به نفس خودم تویه بیان اون جملات قلمبه سلمبه در مورد تئوری های اقتصاد کلان، واسه 60 نفر آدم بالغ، واسم ارزش نداشت. دیگه چنان به استاد حال داده بودم که هفته بعدش خودش ازم پرسید دم دست چیزی برای ارائه نداری که من طرح تحول اقتصادی رو که اون روزا یه بحث داغ بود و برای یه درس دیگه آماده کرده بودمش رو بهش پیشنهاد کردم که داشت شاخ در میاورد ولی قبول نکرد چون با موضوع کلاس سنخیت نداشت. خوب موقع ارائه اش اولا بچه ها بهم می خندیدن چون هنوز تحت تاثیر قرار نگرفته بودن ولی کم کم همشون ساکت ساکت شدن و چهار چشمی منو که قدم زنان داشتم توضیح میدادم رو حاج واج نگاه میکردن. حرفم اینه که هیچ وقت نباید تو مدیریت فضای یک جمع در مقابل خندیدنشون احساس ناتوانی کرد. بهتون قول میدم تو ذهن همون دخترایی که وقت ارائه من، بهم دیگه نگاه میکردن و میخندیدن، مهمتر و عزیزتر از قبل هم شدم (اینو با نگاه به چشماشون، موقع دست زدناشون کاملا درک کردم). اما هم گروهیم هم مثل همیشه از اون حیف نون هایی بودش که همه کار ها رو به گردن دیگران میندازن و آخرسر هم نمرشون از مال خودت بیشتر میشه. ولی چون از دوستای قدیمیم هستش چیزی بهش نمیگفتم. نمیدونم این اخلاق خوب یا بدی هستش که با هر کسی که تو یک مسیری همسفر میشم سعی میکنم که همه سختی ها مال من باشه ولی شادی و آرامشش مال اون. اون همیشه با یکی از دخترای کلاسه. با هم دانشگاه میان و میرن. و خیلی همدیگه رو دوست دارن. دختره هم واقعا دختر خوبی هستش راستیتش من اونو به دوستم معرفی کردم چون سر به زیر بود و شلوغ بازی در نمیاورد. کلا تو کلاس جدیدم دو تا پسریم که اون همیشه کنار دوستش میشینه ولی من که تو اون جمع به کسی علاقه پیدا نکردم و دوست نشدم تنها میشینم. آدم از دیدنشون کیف میکنه. خصوصا من که بانی آشناییشون شدم. بعضی وقتا که با هم، هم مسیر میشیم کورس میزاریم ولی چون اونا دو نفر هستن. ماشینشون سنگین میشه و من جلو میفتم. خلاصه خیلی به هم علاقه دارن و آدم از دیدنشون لذت می بره.
در پایان، تو آخرین آپم آیدا جان طبق رسمی که بین وبلاگ نویس ها وجود داره ازم خواسته بودش که ده خصوصیت بد و خوبمو بنویسم که من چون بعد اون دیگه نه آپیدم. حالا این کار رو انجام میدم. نفر بعد رو هم هنوز انتخاب نکردم ولی حتما خواهم گفت.
خصوصیات بدم:
وژدانا هر چقدر گشتم هیچ کدوم از قالب های شعر رو نتونستم پیدا کنم که با وزن شعرای من همخونی داشته باشه شعرام قافیه از یک وزن خاص برای تمام مصراع ها رو داره.ردیف داره و هم به زبان اصلی نیست بلکه کوچه بازایه و از همه مهمتر وزن کلمه اولش هم همیشه یکی هستش. واسه همین تصمیم گرفتم قالب جدید خودمو به ثبت برسونم تا از ان به بعد هم خودم و دیگران وقتی این مدلی شعر گفتم بگن به قالب جفرانی شعر گفتم. این قالب نامش جفرانی انتخاب شد و همه باید بهش احترام بزارن و اونو به رسمیت بشناسن.
نوشته شده توسط جعفر در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 1:33 | لینک ثابت |
|
|
|
Copyright (C) 2007,
http://rani-s-jafar.blogfa.com.
all right reserved |
|