|
رانی |
|
|
سلام سلامی به گرمی عشق بین دختری به نام رانی و پسری به نام جعفر. باز هم از دوستان گلم ممنونم که با نظرات گرمشون دلمو شاد کردن. امروز براتون متن کامل مصاحبه با رانی در مورد دو فیلم رویایی کانک و بابل رو گذاشتم مصاحبه جالب و واقعا پر محتواییه. من که خیلی به دردم خورد. امیدوارم که اطلاعات مفیدی از این پست در مورد رانی و کل سینمای هند به دست بیارین. قدیما هر وقت تو تلویزیون فیلم هندی نشون می داد اگه همون لحظه سال تحویل هم بود پامی شدیم نگاش می کردیم فرقی نمی کرد که موضوش چی بود یا بازیگراش کی بودن فقط دوست داشتیم که یه خورده حال و هوامون با دیدن فیلم هندی عوض بشه .اما به مرور زمان کم کم بازیگرای معروف و اونایی کم اسم و رسمی برای خودشون دارن رو بهتر شناختیم و به دنبال فیلم های اونا بودیم .هر کس از سلیقه متفاوتی داره یکی از رانی خوشش میاد یکی از آیشواریا رای یکی از پریتی ویکی از... من رانی رو دوست دارم چون به نظرم هیچکدوم از بازیگرای بالیوودی مثل اون نمی تونن توی سکانس های چند ثانیه ای اینقدر با حس ظاهر بشن و با احساس بازی کنن، من واقعا کسی رو ندیده ام. هر سال توی جشنواره داواران جشنواره از میون هزاران فیلمی که هر سال تولید شده یه صحنه از فیلمی رو به عنوان زیبا ترین، پر احساس ترین و دردناک ترین صحنه انتخاب می کنن که در سال 2006 این کلیپ مربوط بود به فیلم بابول که در اون صحنه رانی در کنار آمیتا باچان در حال رقصیدن با پیراهن همسر مرده اش هست همه طرفدارای رانی رو دوست دارم چون که اونا رانی رو دوست دارن
مصاحبه با رانی در مورد کانک و بابل در این مصاحبه نومی داتا با رانی مصاحبه کرده است.رانی صاف و ساده در مورد نقشش در بابل صحبت میکند.و چیزهایی در مورد این نقشش و نقشهای بعدیش میگوید ببینید میخواهم خیلی صادق باشم.من جذب این فیلم شدم چون که خانواده ی من احساس کردند که من باید بخشی از این فیلم باشم و پدر من وقتی فیلم نامه رو خواند خیلی احساساتی شد و اعتقاد داشت که عالی است.او فکر میکرد که من باید عضوی از فیلمی مثل این فیلم که پیام خوبی به مردم میدهد و درباره ی خوبی ها صحبت میکند , باشم.این(فیلم) ارزش زیادی دارد و تفکر خوبی را در بیننده ایجاد میکند.پس صادقانه میگم که فقط به خاطر پدرم مادرم و زن برادرم بود.آنها خیلی اصرار کردند و من گفتم که نیاز دارم در بابل بازی کنم. آیا تو به خوبی با نقشت ارتباط برقرار کردی؟ چون که تو فیلمهای امروزی و جدیدی مثل هم توم بازی میکنی , پس من این فیلم رو با اون فیلمها مقایسه کردم.آیا (سبک) بابل یه کم قدیمی نیست؟ من فکر نمیکنم این طوری باشه , چون که به نظر من یک حادثه بد میتواند در هر زمانی رخ بدهد و شما هیچ وقت نمیدونی که فردا چه اتفاقی برایت ممکن است بیفتد و این خیلی بد است.و همچنین اگر اتفاق بدی بیفتد خانواده ی شما چه کاری انجام میدهند و آیا از شما مراقبت میکنند؟پس این فیلم در این مورد صحبت میکند. آیا واقعا یک پدر شوهر فکر میکند که عروسش مثل دختر خودش است؟ آیا یک مادر شوهر همین طور که با دختر خودش رفتار میکند با عروسش نیز این رفتار را دارد؟ آیا اگر اتفاقی برای عروس بیفتد خانواده ی داماد از عروس حمایت میکنند؟ بنابراین هر دختری میتواند با این فیلم ارتباط برقرار کند چون که هر دختری ازدواج میکند و میخواهد که به خانواده ی شوهرهش تعلق داشته باشد(جزیی از خانواده شوهرش باشد) او میخواهد که خانواده ی شوهرش او را بپذیرند همان طور که خانواده ی خودش این کار را انجام میدهند.
هرکارگردانی شیوه ی مخصوص فیلم سازی خود را دارد- تو باید خود را با شرایط وفق دهی .چون که میدونی که فیلم های کرن جوهر کاملا متفاوت از فیلمهای راوی چوپراست. قطعا , چون که ارتباط من با هر کارگردان در هر فیلم متفاوت است.به خاطر تفاوت سنی من با گروه فیلم و نوع نقشی که من بازی میکنم. پس با توجه به کارگردان , نقشی که من بازی میکنم فرق میکند.مثلا در بانتی اور بابلی رابطه من با شاد علی خیلی جذاب بود خیلی با هم صمیمی بودیم و شوخی میکردیم.کاراکتر من دختری خوش گذران و تا حدی احمق بود , چیزی که شاد میخواست.من در بلک مجبور بودم که جدی باشم و تمرکز بیشتری روی کارم داشته باشم. چون که باید نقش یک دختر کر و کور را بازی میکردم. هر حرکت کوچکم را در این فیلم باید درست انجام میدادم و رعایت میکردم و واضح است که حضور سانجی بزرگترین کمک به من بود .سانجی محکم پشت من ایستاد و دست من رو مثل یک بچه گرفت و بهم یاد داد و من را جایی برد که تمام علامت های مخصوص نابینایان و ناشنوایان را به طور کامل یاد گرفتم.و سانجی هرچیزی که من درخواست میکردم به من میداد و فرصتی بهم میداد که خودم به تنهایی این کارها رو تمرین کنم.بنابراین هر کارگردانی با دیگری فرق دارد.من وقتی با کرن اولین فیلمم را بازی کردم آشنایی زیادی بامحیط و بازیگری نداشتم و وقتی با کرن کانک را بازی کردم کرن به من گفت که تو تغییرات زیادی کردی.چون که در کانک کرن دید که من چه قدر پیشرفت کرده ام .این برای او یک تغییر بزرگ بود چون قبلا او خیلی سر من فریاد میکشید و مرتبا دستور میداد این کار را انجام بده اون کار را انجام بده.اما وقتی که من رو بعد از مدتی دید , گفت : اوه خدای من , من دیگه نباید به تو هیچی بگم! بعضی ها معتقدند که حتی کرن هم به عنوان یک کارگردان در کانک رشد کرد- حتی با وجود عکس العمل های مختلفی که مردم درمورد کاراکتر تو و شاهرخ داشتند - به عنوان مثال در مورد شخصیت خودت برای خیلی ها این سوال پیش آمده بود , چرا مایا با وجود شوهر ایده آل و خوبی خوشحال نبود؟ نه , من فکر میکنم که معمای اساسی که این فیلم در بر داشت این بود , اگر تو عشق واقعی ات را بعد از ازدواج پیدا کنی چه کار خواهی کرد؟! آیا شوهرت را ترک میکنی یا همچنان به زندگی که درست نیست و دوستش نداری و بر دروغ استوار است ادامه میدهی و عشق جدیدت را از زندگیت خارج میکنی؟ این سوال این فیلم بود. اگر آنها زندگیشان را بر هم نزدند , اما همسرانشان آنها پذیرفتند , چون که(دیو و مایا) رفتارشان را با همسرشان تغییر دادند و سعی کردند احساسی تر برخورد کنند. با توجه به اینها به نظر من کانک یک فیلم بسیار زیبا بود که در مورد روابط انسان ها بود. آبیشک عاشق مایا بود و با این وجود مایا او را دوست نداشت و کمبودی در روابطشان احساس میشد و در روابط جنسیشان نیز تاثیر داشت.مایا شخصیت اورا دوست داشت اما عاشق خودش نبود.این داستان این دو نفر بود.اما مردم داستان سیاه و سفید دوست دارند , و از داستان ها و شخصیت های خاکستری خوششان نمی آید. اونها داستانهایی مثل بلک دوست دارند. بله , چون که دخترهای زیادی هستند که با شخصیتشان , شخصیتی مثل من در کانک شناخته می شوند. دختر هایی هستند که احساس میکنند بله...! باید به خودشان بیایند و زندگی مشترکشان را با شوهرشان ادامه ندهند.آنها نباید این راه غلط را بروند و به همسرشان به دروغ بگویند عاشقشان هستند در صورتی که اینگونه نیست. شاهرخ در مصاحبه ای گفت که شکست خورده , نه اینکه شکست خورده باشه .اما خیلی از خانمهای طرفدار او از نقشش در کانک خوششان نیامد.آیا طرفداران تو هم ازت پرسیدند چرا در کانک بازی کردی و نقشت را دوست نداشته باشند؟ خانمهایی بودند که به من گفتند که ما تو را با این کاراکترت شناختیم.(یعنی از بازیش راضی بودند)اما من هیچوقت کسی را ندیدم که به من بگوید که نقشت بد بود و چیز بدی در مورد نقشم بگوید. پس شاهرخ بیچاره فشار زیادی تحمل کرده( رانی و نومی میخندند).خوب تو با بابل با آقای باچن برگشتی . اما بعد از بلک این طور به نظر میرسد که همه چیز علیه به اوج رسیدن شماست. نه اینطوری نیست.چون بابل برای ما یک فیلم خاص و مهم به شمار می آید. بلک در مورد مردم نابینا , ناشنوا و لال صحبت میکند , درباره ی زنگی انها اطلاعاتی به ما میدهد .در بابل ازدواج مجدد یک بیوه موضوع مهم و پیام قوی میرساند.ممکن است ما همه آرزویش را داشته باشیم و انجام داده باشیم.چون بابل در مورد اینکه اجازه ندهیم کسی به خاطر یک انفاق ناگوار رنج بکشد و زنگی عادیش را ادامه بدهد و تحرکی در زندگی داشته باشد صحبت می کند. بابل در این مورد حرف میزند.البته با وجود عمو آمیت در نقش اصلی بابل خیلی حرفها میزند آیا تو شخصا این را احساس میکنی؟ من میدونم که بی انصافیست که این سوال رو بپرسم.اما آیا تو احساس میکنی که بلک یکی از کاملترین و بی نقص ترین فیلمهایت بود.الان میگویی که بله هست بعدش چی میگی؟ میدونید , من هم بلک و هم بانتی اور بابلی را یک فیلم کامل و خوب حساب میکنم.چون که من کاری را که هر بازیگر زن موظف است انجام دهد انجام دادم.اما برای من این مهم است که طرفدارانم از نقشی که من بازی کردم خوشحال باشند.انها نباید از نقشهایی که من داشته ام نا امید شوند.دوست دارم از سینما بیرون بیاید و بگویند : بله رانی اجازه نداد که ما ناامید شویم.رانی دوباره نقش متفاوتی را بازی کرد و ما راضی هستیم.او هیچ وقت ما را ناامید نمیکند. من دوست ندارم بگویند که اوه , رانی در اون فیلم بهتر از این بود . پس برای من این مهم است که نگذارم طرفدارانم از من مایوس شوند. چون اونها هستند که همیشه از اولین فیلمم تا اخرین فیلم حمایت کردند( آخ الهی من قربونت برم جیگر من که به عنوان طرفدار پرو پا قرصت میگم هیچ وقت ازت ناامید نمیشم و همیشه حمایتت میکنم خوشگل خانوووووم )
و جایزه ها , چه قدر در موفقیتان نقش دارند؟ من دوباره باید بگم که برای طرفدرانم ارزش زیادی دارد چون که هنرمند مورد علاقه شان جایزه گرفته اما برای من یک تشکر و قدردانی از کاری است که انجام داده ام.مثلا اگر شما یک سال تمام شبانه روز درس بخوانید و خود را برای امتحان آماده کنید , وقتی ببینید که بالاترین نمره را کسب کردید خیلی خوشحال میشوید چون خانواده تان به خاطر زحمتهای بسیارتان خوشحال هستند و از شما تشکر میکنند. بنابراین جایزه گرفتن ممکن است یک لحظه ی بسیار حساس باشد .جایی که از طرف طرفدرانت و منتقدان و مردم جایزه بگیری خیلی خوشحال کننده است که عشق یا قدردانیشان را نسبت به کاری که انجام دادی نشان میدهند. خوب من شنیدم که تو در مصاحبه ای گفتی که دوست داری نقش غیر عادی ( دیوانه) بازی کنی .اما آیا کارگردانان مایل به دادن چنین نقشی به تو هستند؟ نقش دیوانه؟ بله خوب من دوست دارم اما آیا برای چنین نقشی به سراغ تو می آیند؟ شاید , اگر چیزی در نمایش نامه بخوانم و من را خوشحال کند و یا داستانی را بشنوم که بتواند واقعا قلبم را لمس کند و یا احساس کنم که باید چیزی در سبک زیبا و دل نشینی به شنوندگان گفته شود من واقعا دوست دارم آن را بازی کنم. نقش دیوانه یا نقش دیگر فرقی ندارد. ممنون رانی و آرزوی موفقیت برایت میکنم متشکرم.
نوشته شده توسط جعفر در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت 0:28 | لینک ثابت |
|
|
|
Copyright (C) 2007,
http://rani-s-jafar.blogfa.com.
all right reserved |
|