|
رانی |
|||||||||||||||
|
سلام سلامی به بزرگیه افتخار بزرگترین مرد هند به وجود بازیگری به نام رانی موکرجی مثل همیشه تشکر صمیمانه می کنم از استاد خودم ساناز خانوم ، سیما خانوم که مثل همیشه منت سرمون میزارن و با عکس های قشنگی که درست می کنن هنر زیبای خودشونو به رخ همه میکشن، الهام جونم که بازم برگشت پیش ما، فریده خانوم که همیشه به من لطف دارن، پرنیان خانوم که هم صلح رو دوست دارن و هم دعوا کردنو (آماده باش جنگ جهانیه سوم نزدیکه)، زهرا خانوم که از اون طرفدارای کمر مشکیه رانی موکرجی بودن ولی پیداشون نیست، ریحانه خانوم که می خواستن به خاطر وبلاگ زیبایی که در مورد رانی دارم خود کشی بکنن ولی نکردن، چون دیدم اومدن نظر دادن، لیلا خانوم که به خونه خودشون تشریف آوردن و ما رو با نظر گرمشون خوشحال کردن و سانیا و سارینا خانوم که خیلی به من و وبلاگم لطف دارن. و همه دوستان عزیزی که در حق این وبلاگ و من بزرگی کردن و با قدم سبزشون منو نسبت به فعالیتم توی این وبلاگ مستعد تر کردن. من همتونو مثل خواهرا و برادرای خودم می دونم. امیدوارم که منو به عنوان کوچکترین عضو طرفداران رانی موکرجی حمایت بکنید تا بتونیم اون طور که شایسته رانی هستش زیبایی ها و توانایی های اونو به رخ همه بکشیم. تولد شاهرخ خان عزیزمون رو به همه مردم دنیا تبریک میگم. و از خداوند سالی پر از برکت و موفقیت و شادکامی رو برای خودش و خانوادش و همه طرفدارانش از جمله دوستان عزیزم فریده خانوم، نازی خانوم، حورا خانوم، پرنسس خانوم، و... و بقیه بالیوود دوستان و در آخر خودم آرزومندم. امیدوارم که همیشه شاهرخ عزیزمون رو روز به روز خوشحال تر و موفقتر ببینیم. کسی که هیچ وقت اسمش از ذهن ها و هم سن و سالامون خارج نمیشه.
رانی موکرجی و آدیتا چوپرا باز هم شایعه ازدواج دوستان مثل اینکه بازم شایعه ای درست شده مبنی بر اینکه رانی قصد ازدواج داره با آدیتا چوپرا. البته این شایعه چند وقت پیش موقع اکران فیلم تا رام پام هم به گوش رسید و دیدیم که رانی بر خلاف همه شندیده ها و انتظارتات در کنفرانس مطبوعاتی فیلم لاگا مطرح شده بود. با پوشیدن لباس رنگ ساری که نشان دهنده عدم موافقت با موضوع هستش به کلی این شایعه رو رد کرد. که دوستان برای مطالعه کامل اون ماجرا می تونن به پست های قبلیم مراجعه کنن. به نظر من اینم از اون شایعه های معروف از جنس همون قضیه یک و نیم متر بلند بودن و در مجموع سه متر بودن قد آبهشیک باچان هستش.(پست های قبلیم) من نمی دونم رانی که خودش بارها و بارها توی مصاحبه ها و گزارشات مختلف در مورد موضوع ازدواج گفته که من تا سن 32 سالگی قصد ازدواج ندارم ولی بعضی ها گیر دادن که باید با آدیتا مردی که 38 سالشه و زن و بچه و چند تا فرزند خول و چل داره ازدواج کنه. البته شایعه شده که آدیتا زن شو طلاق داده. ولی توی اخبار و سایر منابع معتبر کاملا این مطلب تکذیب شده و مشخص شده که آدیتا حتی از زن خودش هم طلاق نرفته. اون چیزی که مشخصه شایعه سازان می خوان اگه طلاقی هم بین این زوچ اتفاق بیفته اونو به رانی ارتباط بدن و اونو به عنوان کسی که با اومدن خودش باعث از هم پاشیدن خانواده چوپرا بدونن. من فکر می کنم که آدیتا به خاطر اینکه خیلی با رانی همکاری داشته واسه همین هستش که یه حوری احساس دوستی پیدا کرده. بلاخره همه ما انسان هستیم و وقتی که با یکی دیگه این همه از نزدیک در تعامل و ارتباط باشیم و مطمئنا نسبت به اون یه جوری میشه گفت انس و عادت پیدا می کنیم .برای این که شما دوستان از تعداد همکاری های رانی و ادیتا با هم مطلع بشین و بهتر منظورم رو مطلع بشین. بهتره لیستی تعداد همکاری ها و تعاملات این دو نفر رو به شما نشون بدم.
لیست فیلم هایی که رانی موکرجی با ادیتا چوپرا همکاری داشته تهیه کنندگی نویسندگی Laga chunari mein daag Banty aur babli Ta ra rum pum Veer-zaara Banty aur babli Mujhse dosti karoge Veer-zaara Hum tum
قسمتی از مصاحبه رانی در کنفرانس مطبوعاتی اکران لاگا در مورد ازدواج و در مورد شایعات ازدواج تو و آدیتیا چوپرا چه طور؟ مزخرفات!ا این همه ی چیزی بود که می خواستی بگی؟ چه میتوانم بگویم؟ همه در مورد ازدواج پنهانی من صحبت میکنند اما این را شما نمیداستید که من پنج بچه ی مخفیانه در خانه ی عشقم در جوهو نیز دارم؟! پس هنوز تصمیم به ازدواج نداری؟ اصلاً ، همان چیزی که گفتم تا دو سه سال دیگه به هیچ وجه به این موضوع فکر نمی کنم و بعد از اون باید یک مرد مناسب پیدا کنم. (الهی که فدات شم)
اکران لاگا چوناری مین داگ و مشکلات پیش رو همونطور که توی پست قبلیم گفتم فیلم لاگاچوناری مین داگ با بازیه ملکه بالیوود رانی موکرجی و آبهشیک باچان ستاره آینده دار هند اکران افتتاحیه خودشو شروع کرده و با خبر شدیم که میزان فروش اون تا دو هفته از شروع اکرانش در حدود 18 کرور است معمولا پس از فروش افتتاحیه در هفته های بعد فروش متعادل تر می شه و دیگه اون جوش و خروش روزهای اول رو نداره. به طور کلی میشه این طور گفت که فیلم ها در افتتاحیه فروش بسیار بالاتری دارند و در هفته های بعدی با توجه به کمتر شدن سینما، فروش اونها هفته به هفته کمتر میشه. البته فیلمی مثل چکده ایندیا به دلیل کم بودن هزینه ساختش تونست در هفته دوم اکرانش 421 سینما رو داشت که واقعا تعداد قابل توجهی هستش و دیدیم که در هفته نهم اکرانش هم 200 تا سینما رو در اختیار داشت. و به نظر من یکی از ارکان مهم موفقیتش همین موضوع بود. البته نباید این موضوع رو فراموش کنیم که فیلم کانک در هفته اول اکران خودش 1000 سینما رو در اختیار داشت که بالاترین رکورد در تعداد سینماست و هیچ فیلم دیگه ای نتوانسته به اون نزدیک یشه. ولی این موضوع که لاگا در افتتاحیه خودش موفق عمل نکرد واقعا باعث نگرانی ما طرفداران رانی و هواداران عزیز آبهشیک شده. البته این فیلم در هفته سوم اکران خودشو شروع کرده و هنوز امید زیادی به موفقیتش وجود داره. و مطمئنا خواهد توانست انتظارات رو برآورده بکنه و بلاخره تجربه ثابت کرده که نمی شه پیش بینی کرد که چون در افتتاحیه فروش خوبی نداشته پس در کل اکران خوبی نخواهد داشت. فیلم چکده ایندیا در هفته های اول تا چهارم خود به قدری پر قدرت ظاهر شد که میشه گفت 75 درصد فروش خودش رو کرد و تونست در مجموع 63 کرور فروش بکنه (هر کرور برابر است با دویست و پنجاه میلیون تومان) این فیلم اولین فیلم با مضمون متفاوت و واقع گرا بود که بعد از فروش متوسط کانک تونست به عنوان پر فروش ترین فیلم سال از ژانر فیلم های متفاوت برسه. منم همین جا موفقیت و فروش فوق العاده این فیلم رو به همه طرفداران و علاقه مندان به شاهرخ خان تبریک میگم. و اما در مورد اکران و کلید خوردن فیلم ها در بالیوود که منو خیلی عصبانی کرده (جعفر خشمگین می شود)، به نظر من یکی از بزرگترین مشکلات سینمای بالیوود اینکه که برنامه ریزیه درستی برای اکران و کلید خوردن فیلم ها وجود نداره. ما العان شاهد اکران شدن فیلم لاگا هستیم و از طرف دیگه همزمان با اون فیلم بول بولایا اکران خودشو شروع کرده. و یا فیلم دهلی 6 قرار بود سال بعد کلید بخوره ولی می بینیم که قرار فیلم برداریه خودشو از فردا آغاز بکنه و در جای دیگه می شنویم که اکران فیلم جودا اکبر به عقب خواهد افتاد. نمی دونم چه دلیل و یا مشکلی وجود داره که بالیوود این طور آشفته عمل می کنه و سعی میشه فیلم ها با فشردگیه زیاد و غیر منطقی اکران بشن. این فشردگی و دستپاچگی و گاهی اوقات اکران شدن همزمان چند فیلم مهم و پر مهره مثل همین العان، باعث میشه که فیلم های در حین اکران رقابت بسیار سخت و مخربی برای فروش بیشتر داشته باشند، و این معنیش اینکه، فیلم بدترین ضربه رو چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ کیفیت اکران می خوره. مطمئنا اکران دو فیلم بزرگ با ستاره های بزرگ و معروف باعث میشه که شاید در حدود 50 درصد مخاطبان خودشو از دست بده. این رویه باعث میشه که علاقه مندان و دوستاران سینمای بالیوود برای انتخاب و تماشای فیلم بهتر و جذابتر از نظر خودشون سر دو راهی قرار بگیرن و نتونن انتخاب منطقی و هوشمندانه ای بکنن. و مورد دوم اینکه اکران شدن فیلم ها به صورت همزمان هم باعث میشه که تعداد سینماهایی که عوامل فیلم برای نمایش آن انتخاب کرده و قرار داد خواهند بست محدود بشه و به احتمال زیاد این تعداد نتونه اون طور که لازمه پوشش کافی بر اقسام نقاط کشور بزرگی همچون هند در حین اکران رو داشته باشه. و مسئله آخری که میشه به اون اشاره کرد اینکه، به دلیل همین محدودیت در انتخاب سینما عوامل فیلم نمیتونن آزادانه و بدون محدودیتی دست به انتخاب سینماهای تراز اول در هر شهری بزنن، یعنی اینکه نمی تونن بدون محدودیتی، با سینماهای خاصی که معمولا، مراجعه کننده و مشتاقان بیشتر تری از سایر سینماها دارند، مثل سینماهای واقع در نقاط بالا شهر هر شهری قرارداد ببندند. چون ممکنه که فیلم رقیب با اون سینما زودتر قرارداد خودشو بسته باشه. (دوستان و خصوصا علی آقا که خودشون متخصص اینکار هستن. اگه مورد دیگه ای باشه که من نگفته باشم حتما بگن و اینو به حساب کم تجربه گیه من بزارن). در مجموع این موارد مساوی است با از دست دادن امتیازات زیادی برای یک اکران موفق. من فکر می کنم که چقدر خوب می شد که آقای پرادیب سرکار تاریخ اکران اون رو مانند بسیاری از کارگردانان حداقل یک هفته به عقب مینداخت تا هم بول بولایا مشکلی احساس نکنه و به فروش واقعیه خودش برسه و هم لاگا با خیال راحت اکران خودش رو آغاز بکنه، مثل فیلم Jab We Met با بازیه کارینا کاپور که عوامل فیلم وقتی که دیدند اکران فیلمشون با لاگا و در یک روز اتفاق خواهد افتاد، تاریخ اکرانش رو به دو هفته بعدش تغییر دادند تا را خیالی راحت تر منتظر فروش فیلمشون در سینماهای داخل و خارج باشن. در کل می تونم بگم که در سینمای بالیوود نیاز مبرم به وجود یک دید کارشناسانه و حرفه ای تر در مورد مسائل مربوط به اکران فیلم ها وجود داره تا این مشکلات بزرگ پیش نیاد. البته مسلم هستش که این اتفاق به دلیل زیاد بودن ترافیک تعداد فیلم های در نوبت اکران هستش که اتفاق میفته. ولی در هر صورت این مسئله، بلاخره قطعا باعث از دست رفتن مخاطب و اکران ضعیف میشه. من واقعا اکران همزمان بول بولایا با بازیه بازیگر بسیار توانا آکشای کمار، کسی که پس از چندین سال فعالیت قطعا روزهای اوج خودشو العان داره سپری میکنه و میشه گفت در آرمانی ترین شرایط خودش قرار داره و واقعا رقابت سختی با شاهرخ خان برای دریافت جایزه از جشنواره امسال خواهد داشت، خطر بزرگی برای اکران لاگا می دونم. البته فیلم لاگا هنوز هفته سوم خودش رو می گذرونه و ما شاهد این بودیم که فیلم چکده ایندیا حتی در هفته نهم خودش هم چند کرور فروش کرد. و تجربه ثابت کرده که هرچند که فروش فیلم ها رانی موکرجی به مانند سایر بازیگران فوق العاده پر فروش نیست ولی کاملا مشخصه که تهیه کنندگان این نوع سبک فیلم ها، فکر اینجاشو هم میکنن و معمولا مشکلی در این زمینه ندارن. البته نمی خوام بگم که اونا هیچ دغدغه ای در مورد فروش فیلمشون ندارن. چون نباید به این مسئله بی توجه بود که فروش فیلم ها در بالیوود واقعا با افت محسوسی در این سال مواجه بوده و دیگه از اون ارقام نجومی که همیشه در سال های قبل اتفاق میفتاد، خبری نیست. کاملا مشخصه که کمپانیه یاش جوهر به عنوان بزرگترین و ثروتمند ترین کمپانی بالیوود و با کار کردن با بهترین و بزرگترین ستارگان بالیوود و ساخت فیلم های بزرگی همچون کوچ کوچ هوتاهه، ویر زارا، هام توم، فنا، چکده ایندیا و لاگا چوناری مین داگ و بسیاری از فیلم های سرشناس دیگر، وقتی که تصمیم به حمایت و ساخت فیلم هایی در این ژانر می گیرند، مطمئنا نسبت به انتخاب و عملکرد خود در ساخت این سبک فیلم ها کاملا با شناخت وارد می شوند. به نظر من کمپانی هایی که میان ریسک به این بزرگی می کنن و حتی از خیلی مسائلی حاشیه ای که بعد از اکران نا موفق فیلمشون ممکنه براشون پیش بیاد می گذرن، فقط به خاطر اینکه بتونن یک همچین اثری رو به ثبت برسونن و یکی دیگه از ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی رو به کنکاش بکشونن، واقعا برای بالیوود یک نعمت هستن که باید به این خدمتشون ارج نهاده بشه، توی پست بعدیم می خوام نگاه دقیقتری به این کمپانی داشته باشم. فیلم هایی مانند چکده ایندیا و یا لاگا چوناری مین داگ با نگاه کاملا جدید و متفاوتی که به ناهنجاری های عصر حاظر از دیدگاه بالیوود دارن. لیاقت و جایگاهشون خیلی بالاتر از سایر فیلم هاست هر چند که با مشکل فروش روبرو باشن.
بررسی روند فیلم سازیه سینمای پرستاره بالیوود و علت موفق نبودن اکران لاگا ولی در مورد علت کم توجهی و بهاء نداده شده به فیلم لاگا بهتره یک نگاه عمیق تر به بالیوود داشته باشیم. به نظر من سینمای بالیوود یک اشکال بزرگ داره و این مشکل باعث میشه که نتونه رقیب جدی برای هالیوود بشه اونم اینکه: بالیوود نمی تونه خودشو سریع و کامل با موضوعات روز دنیا وفق بده. ما اصلا نمی تونیم بالیوود رو از نظر تنوع موضوع با بالیوود یکسان بودنیم. اگه یه نگاه دقیق تر به فیلم هایی که توی جشنواره های بالیوود جایزه کسب می کنن نگاه بکنیم متوجه میشیم که بالیوود هیچ وقت به طور جدی به مقوله موضوع فیلم نامه هاش توجه نمی کنه. من العان به جرات می تونم بگم که سینمای بالیوود العان 60 سال که هیچ نوع نوآوری در مورد موضوعات فیلم نامه خودش نداره میشه این طور گفت که بالیوود العان 60 ساله که فقط در مورد یک موضوع فیلم می سازه اونم فیلم هایی با موضوع عشق و عاشقیه و دراماتیکه، که به قول دوستان فیلم هایی که توشون ویجی از پیش درخت بیرون میاد و به دختر مردم متلک میندازه و با هزار تا ترفند و مصیبت مخشو میزنه. ما اگه نگاه دقیق تری بکنیم متوجه میشیم که تا حالا هیچ فیلمی به صورت قوی به مشکلات و واقعیات جامعه نپرداخته، به عبارتی میشه گفت همیشه به یک روی سکه نگاه شده. همه فیلم ها حول یک محور مشخص با این شکل که یک دختر و یک پسر همدیگه رو می خوان و توی این راه برای رسیدن به هم پافشاری می کنن در راه رسیدن به هم اتفاقاتی براشون میفته که باعث میشن که بهم برسن و یا نرسن، فقط همین. میشه گفت بالیوود تا چند سال پیش راکد ترین سینمای جهان بود سینمایی که هیچ نوآوری نداشت و فقط سعی در ساخت یک فیلم با فیلم نامه ای کاملا کلیشه ای و بدون تغییر خاصی میکرد. به عبارتی میشه گفت که بالیوود 60 ساله که چشم و گوش خودشو نسبت به واقعیت ها، مسائل و ناهنجاری های اجتماعیه روز جهان بسته و فقط به یک مقوله اونم به تصویر کشیدن عشق میان دوتا انسان توجه داره و همچنین داستان های پلیسی چون اگه توجه بکنیم متوجه میشیم که از هر سه فیلم بابی دوئل یکیشون پلیسی هستش. من به جرات می تونم بگم سینمای بالیوود بعد از این همه سال فعالیت خودش، دیدیم که توی سال 2002 باز هم جایزه خودشو به فیلمی داد که بر اساس یک فیلم نامه ای که قبلا بازی شده و توی سال اون سال هم بدون هیچ تغییری در ساختار فیلم نامه، یک داستان کاملا مشخص و رو شده رو بازی می کنه. البته تنها تغییری که درش حاصل شد این بود که نام شخصیت های داستان تغییر پیدا کرد. و در خبر ها شنیده میشه که می خواد نسخه سوم این فیلم رو هم بسازه. البته من به یک نکته اشاره بکنم اونم اینکه من به هیچ وجه قصد پایین آوردن منزلت و جایگاه این فیلم بزرگ رو ندارم و البته در جایگاهی هم نیستم که این حرف رو بزنم. چون فیلم دیوداس فیلمی بود که در جشنواره فیلم فیر تمام جوایز و عناوین اون سال رو به خودش اختصاص داد. فیلمی که سلطان بی چون و چرای بالیوود شاهرخ خان عزیز که من عکسشو با رانی همیشه توی هر آپم میزارم و ارادت خاصی هم بهش و طرفداران عزیزش دارم در کنار بازیگر بزرگ و زیبای بالیوود خانوم آیشواریا رای و با کارگردانیه یکی از 3 کارگردان برتر سینمای بالیوود یعنی آقای سانجی لیلا بهنسالی ساخته شده. من بازم میگم به خدا من هیچ منظور بدی ندارم و فقط و فقط می خوام ساختار و روند فعلیه سینمای بالیوود رو برای خوانندگان عزیز مشخص بکنم. همون طور که گفتم ما تا سال 2002 یعنی چهار سال پیش هم شاهد این بودیم سینمای بالیوود همچنان چشم و گوش خودشو بسته و دوست نداره به موضوعات و مسائل دیگه ای که در زندگیه هر انسانی ممکنه بوجود بیاد نگاه بکنه. بابا به خدا زندگی فقط توی عاشق شدن به دختر مردم نیست که، شما تا حالا شده فیلمی از بالیوود رو ببینین که بیاد طلاق گرفتن یک زوج رو نمایش بده؟، یا اگه بخوام یه مثال قوی تر بزنم شما تا حالا از بالیوود فیلمی دیدین که به سبک فیلم "قرمز" مال محمد رضا فروتن باشه؟ اگه پیدا کردین بگین منم نگاش کنم. حرف من اینکه که چرا بالیوود فقط دوست داره جنبه مثبت زندگی رو نگاه بکنه؟ چرا بالیوود این همه سال فقط کلید کرده توی محکم بودن زنجیر عشق بین دو انسان، البته فیلمی مثل ویر زارا که 22 سال به پای عشق نشستن دو انسان رو نشون میده واقعا فیلم زیبا و دراماتیکی هستش. اما روند فیلم سازی بالیوود تا کی می خواد بر ساختن این نوع فیلم ها پافشاری کنه. به نظر من شاید یکی از دلایل بالا رفتن اختلاف و شاید آمار تلاق در کشور ما و یا خود هند این باشه که نوع ادبیات و فیلم ها و داستان هایی که می یینیم همشون سعی داران زندگی رو خیلی رمانتیک و عاشقانه و سرشار از محبت و رویایی نشون بدن و همین مسئله باعث میشه که سطح توقعات و انتظاراات زوج ها از یدیگر بالا بره. یعنی بسیاری از زوج های جوان وقتی که دست به مقایسه میزنن زندگیبه خودشونو با زندگیه شخصیت های توی داستان، دچار سر خوردگی میشن. به این خاطر که کانون خانواده خودشون مثل اونا گرم و صمیمی و پر عاطفه نیست. اگه یه کم روی این مسئله فکر بکنیم واقعا متوجه عقب موندگیه بالیوود میشیم. به نظر من بازیگران بالیوود توانایی بسیار بالایی دارن و واقعا حیف هستش که ما فقط بیایم از اونا برای بازی در یک سبک فیلم سازی استفاده بکنیم. شاهرخ خان در فیلم انجام نقش کسی رو بازی می کرد که از عشق رسیدن به یک دختر دچار جنون شده بود، در دیوداس نقش یک مرد مشروب خوار عاشق رو بازی می کرد، در چکده ایندیا نقش یک مسلمان شکست خورده در زندگی رو بازی می کرد، و در کانک نقش یک همسر خیانت کار. اینهمه تنوع در نقش آفرینی در کاراکتر های مختلف نشون می ده که توانایی بازیگران بسیار بسیار بالاتر از سطح کارهایی که بهشون پیشنهاد میشه هست و این ضعف فقط مربوط به داشتن فیلم نامه های آبکی و کلیشه ای هستش که به این شکل نمایان میشه. این واقعاً سوال مهمیه که چرا کمپانی های معروف و کارگردانان و نویسندگان بزرگ با وجود این همه بازیگر توانا نمی خواد موضوعات و سوژه های جدید و متفاوت رو روانه سینما برای ساخته شدن بکنه. و اونو به عهده کارگردانان کم تجربه و غیر حرفه ای میندازه. سینمای بزرگ بالیوود به عنوان دومین سینمای بزرگ جهان بعد از هالیوود و با وجود اینهمه کمپانی های فیلم سازی متاسفانه در این مورد خیلی کند عمل می کنه و می بینیم که در روند فیلم نامه و داستان نویسی هیچ تغییری حاصل نمیشه و ما شاهد این هستیم که هر سال توی معتبرترین جشنواره ها شاخص ترین فیلم ها دارای کلیشه ای ترین فیلم نامه هستن و اگه جایزه ای رو میگیرن همش رو مدیون وجود بازیگران بزرگشون هستن که با هنر نماییه عالیه خودشون دل هر بیننده ای رو بدست میارن. و به نظر من الحمد الله این مقوله بعد از سال 2002 کم کم تغییر پیدا کرد و میشه گفت فیلم دیوداس یک نوع حسن ختام و پایان خوش و بسیار زیبا برای این نوع سبک فیلم سازی بود بازم میگم که دیوداس یک سوپر اٍثر و کار فراموش نشدنی هستش، و واقعا یکی از زیباترین فیلم هایی هستش که من تا حالا دیدیم و با این حرفا هیچ چیز از ارزش های اون کم نمیشه. من فقط دارم روند و مسیر حرکتی بالیوود رو مشخص می کنم و به هیچ وجه قصد سبک و سنگین کردن فیلما رو ندارم. در سال 2003 فیلم کال هو نا هو با هنر نمایی یکی از محبوب ترین بازیگران بالیوود پریتی زینتا به همراه سلطان بالیوود شاهرخ خان تونست یک حرکت کوچک انجام بده و جند پله ای به بالا حرکت بکنه. البته حرکت خیلی ضعیفی بود ولی در کل مقدمه خوبی برای آغاز حرکت بود. پس از اون در سال 2004 فیلم هام توم با هنرمندیه ملکه بالیوود رانی موکرجی و سیف علی خان تونست تا حدودی به این حرکت سرعت ببخشه و کم کم فضای فیلم سازیه بالیوود رو به سمت واقع گرایی و بررسی مشکلات در زندگی افراد جامعه بکشونه. فیلم هام توم در مورد زنی بود که در ازدواج خودش شکست خورده بود و در زندگیه خودش با چالش های گوناگونی مواجه می شد. البته ادعای زیادی در مورد این فیلم نمیشه داشت ولی در کل به هدف نزدیکتر شده بود. میشه گفت با این دو سال فعالیت در راستای هدف مورد نظر، کم کم داشت شرایط برای ساخت فیلم های بزرگتر فراهم میشد. که با ساخت فیلم بلک به طور کلی سینمای بالیوود وارد مسیر جدیدی برای ساخت فیلم های با موضوع متفاوت و واقع گرایانه شد. فیلمی که حرف جدیدی برای گفتن داشت و به جرات میشه گفت که تا اون زمان فیلمی به اون سبک و با اون داستان در مورد مشکلات و واقعیت های زندگی قشر خاصی از جامعه که از یک نارسایی خدادادی رنج میبرن و دختر با نام میشل با بازیه عالیه ملکه بالیوود رانی موکرجی که کر و کور و لال هستش وجود نداشت. واقعا تعجب آور هستش که در بالیوود به فیلمی در این موضوع پرداخته بشه. فیلمی که نه رقصی داشت و نه صحنه اکشنی داشت و دو ساعت تمام فقط زندگی نامه یک فرد خاص رو نمایش می داد. ولی دیدیم که این فیلم با بازیه آمیتا باچان اسطوره سینمای بالیوود در کنار ملکه سینمای هند رانی موکرجی بزرگ به عنوان بهترین فیلم سال انتخاب شد و فیلمی بود که تمام جایزه های سال 2005 رو به خودش اختصاص داد. و تونست نام خودشو به عنوان اثری جاویدان و فراموش نشدنی در لیست 10 فیلم برتر در تاریخ بالیوود به ثبت برسونه. اما متاسفانه از بلک در گیشه های سینما چندان استقبال نشد. اگه بخوام صریح حرفمو بزنم باید بگم که مردم هند توی اون زمان به دلیل عقب افتادگی و نداشتن فهم مناسب و به روز از واقعیات سایر جوامع و البته جامعه خودشون (کشور هند 40 میلیون آدم کور و کر دارد) به این فیلم توجهی نکردند. ولی در کشور هایی مثل آمریکا و انگلیس فروش فوق العاده داشت. من فکر می کنم که همین بی توجهی مردم هند نسبت به این نوع آوری ارمغان 60 سال ساختن فیلم حول یک محور عشق عاشقی محض هستش. درحالی که در بسیاری از کشور ها حتی در ایران خودمون می بینیم که به فیلمی مثل میم مثل مادر که داستانی تکان دهنده و معنا گرا داشت چقدر توسط علاقه مندان و بینندگان فهیم و اندیشمند ایرانی بهاء داده شد.
به نظر من رانی موکرجی، آمیتا باچان، و از همه مهمتر سانجی لیلا بهنسالی واقعا ریسک بزرگی کردن و با علم به اینکه این کار چون کار جدید و متفاوتیه و می تونه دوستداران بالیوود رو به خودش جذب بکنه و افراد زیادی رو به سینما برای دیدنش بکشونه اونو ساختن ولی متاسفانه اکران این فیلم فروشی در حد سطح انتظارات نداشت. اونا واقعا کار بزرگی انجام دادن و می تونم بگم آغاز کننده سبک جدیدی در فیلم سازیه بالیوود شدن. من به جرات می تونم بگم باید سانجی لیلا بهنسالی رو پدر جدید سینمای بالیوود نامید چون اون با این کارش به بالیوود روح دوباره بخشید و روند داستان نویسیه اونو از منفعل بودن خارج کرد و زمینه رو برای سایر کارگردانان برای ساخت فیلم های در همین زمینه آماده تر کرد. و ما دیدیم به پشتوانه بلک فیلم دیگری از کارگردان جوان سینمای بالیوود کارن جوهر که با 35 سال سن کم سن و سال ترین کارگردان مشهور بالیوود به شمار می رود ولی فوق العاده با استعداد است و کارنامه بسیار درخشانی از جمله فیلم بزرگ کوچ کوچ کوتاهه و گاهی خوشی گاهی غم و کال هو نا هو دارد، با نام کانک ساخته شد. کانک مخفف کلمات Kabhi Alvida Naa Kehna هستش که 500 میلیون روپیه برای ساخته شدنش توسط تهیه کننده فیلم خرج شد. این فیلم بعد از زمینه سازیه بلک بزرگ ترین فیلمی است که تا به امروز در ژانر فیلم های واقع گرا و متفاوت ساخته شده است فیلمی که با استفاده از بهترین بازیگران حال حاظر در بالیوود سعی در نشان دادن از هم پاشیده شدن کانون خانواده و خیانت کردن زن به همسرش بود. فیلمی که حتی فکر ساخته شدنش در بالیوود هم مسخره بود. در این فیلم شاهرخ خان در نقش مرد شکست خورده ای به نام دو ساران بازی می کنه که در این فیلم اون به زنش خودش طعنه و زخم زبون میزنه و کم کم با زن متاهلی هم فکر و وضع خودش (رانی) آشنا میشه و کم کم با اون ارتباط بر قرار میکنه و زن و بچه خودشو رها میکنه. هر چند که از کاری که انجام میده احساس گناه میکنه. ولی تا آخر فیلم رو تصمیم خودش وایستاده و فکر میکنه که داره کار درستی انجام میده. این فیلم با بهره گیری از بزرگانی همچون شاهرخ خان سلطان بالیوود و رانی موکرجی ملکه بالیوود به عنوان بازیگران نقش اصلی و حضور بزرگانی چون آمیتا باچان، آبهشیک باچان و پریتی زینتا در این فیلم به همگان ثابت کرد، بالیوود دیدگاه و بینش جدیدی نسبت به مسائل اجتمائی بدست آورده و مصمم به ساخت فیلم هایی از این دست هست. فیلم کانک با به تصویر کشیدن عاشق شدن زن به یک مرد متاهل و خیانت کردن به همسر خود سعی داشت یکی از واقعیات و اتفاقات معقول و عادی در کشورهای پیشرفته رو نشون بده. البته من نمی دونم شاید زندگیه زناشوییه یک میلیارد جمعیت کشور هند هیچ وقت با این چالش ها روبرو نبوده، که این طور بی تفاوت نسبت به این فیلم و قضیه نگاه شد. باور کنید من نمی خوام جانب داریه کسی رو بکنم ولی از هر کسی که واقعا از بالیوود سرش میشه بپرسین که نظرت در مورد کانک چیه؟ مطمئن باشین میگه در مورد کانک به رانی و شاهرخ و کارن ظلم شد. چون کانک علی رقم بازیه خارق العاده ای که بازیگران اون داشتن چه رانی و چه شاهرخ، کسایی که برای اولین بارشون بود که یه همچین نقشی رو توی دوران بازیگری خودشون بازی میکردن و توی این نوع نقش هیچ الگو و یا زمینه قبلی نداشتن، متاسفانه از نظر داوران جشنواره شایستگیه اینو نداشتن که جایزه رو ببرن. هر چند که در کشور های دیگه سات این فیلم آسان هست ولی باید قبول کرد که ساخت اون توی هند با این تمدن و فرهنگ کار خیلی سنگینی بود. من فکر می کنم که فیلم کانک رو باید یک فیلم بین املی ونست فیلمی که خودشو اصلا در چهار چوب سینما و فرهنگ هند و منحصر و پایبند نکرد. و باید قبول کرد که ابعاد اون مخاطبان اون در سطح جهانی هستش. من فکر می کنم که ارزش کار این دو بازیگر توانا بسیار بسیار بالاتر از اینهاست که کارشون با گرفتن جایزه توی جشنواره فیر سبک سنگین بشه. هرچند که داخل هند این فیلم موفقیت زیادی کسب نکرد. ولی دیدیم که فیلم کانک در سینمای انگلستان بهترین و پرفروش ترین فیلم در تاریخ انگلستان از سینمای هند انتخاب شد و رانی موکرجی و شاهرخ خان به عنوان بهترین زوج در تاریخ سینما بالیوود معرفی شدند و لقب ملکه رانی و سلطان شاهرخ رو کسب کردند. و اسم خودشونو به عنوان بهترین زوج هنری در ساخت فیلم های متفاوت و واقع گرا مطرح کردند.
با ساخت فیلم کانک زمینه بسیار هموار تر و مساعد تر از قبل ساخت این نوع فیلم ها شد به طوریکه ما شاهد این بودیم که کارگردانان دیگر از جمله آقای شیمیت امین با هنرنمایی شاهرخ خان سلطان بالیوود راه کانک رو ادامه داد و یک اثر متفاوت دیگه به نام چکده ایندیا رو خلق کرد فیلمی که ناگفته ها و حقایق زندگیه یکی از بزرگان ورزش هاکی "نگی" رو به نمایش گذاشت. این فیلم با فروش بسیار خوبی که در مجموع داشت نشون داد که کم کم زحمات کشیده شده در این چند سال به بار نشسته و مردم رفته رفته علاقه خودشون رو به نگاه کردن و درک موضوعات این نوع فیلم ها نشون دادن. و حالا می بینیم که فیلم بزرگ و واقعا عجیب لاگا چوناری مین داگ با بازیه رانی موکرجی و آبهشیک باچان ساخته شده. من به جرات می تونم بگم که اگه کارگردانی 10 سال پیش میومد و یک همچین فیلمی می ساخت مطمئن باشید که ایشون رو بی سر و صدا از در پشتیه بالیوود می فرستادن بره بیست سال دیگه بیاد. چون پاشو از گلیم خودش درازتر کرده بوده و شخصیت آدم ها رو زیر سوال برده بوده. و اگه کمی هم آدم بد شانسی بود به رگبار می بستنش. ولی در فیلم لاگا می بینیم که زندگیه دختری به نمایش گذاشته میشه که از روستا به شهر میاد و سرنوشت زندگیه اونو تغییر میده و اونرو برای ادامه زندگی و تامین مایحتاج خودش مجبور می کنه که اعمال ناشایستی انجام بده و رفته رفته تبدیل به یک دختر "ف ا ح ش ه" بشه و از راه خود فروشی امرار معاش بکنه.
یکی دیگه از نمونه های بارز در ژانر فیلم های متفاوت و واقع گرایانه، فیلم پدر عروس با همون بابول با بازیگریه ملکه بالیوود رانی موکرجی در کنار سلمان خان سوپر استار بالیوود هستش. فیلمی که میخواهد سنت شکنی بکنه و یک رسم و عرف غلط رو از جامعه کشور هند به زیر سوال ببره و سعی در برطرف کردن اون بکنه چون مردم هند معتقدند که اگر همسر یک زن بمیره اون زن دیگه حق ازدواج رو نخواهد داشت و باید تا آخر عمر با پوشیدن یک لباس سفید به عزای مرگ همسرش بشینه. ولی این فیلم با نگاه واقع گرایانه می خواهد فرهنگ سازی بکنه که دوره این نوع تفکرات گذشته و دیگه نباید از این سنت های بیهوده پیروی بشه. و هفته بعد هم شاهد اکران شدن یک فیلم جدید از رانی موکرجی از ژانر فیلم های متفاوت و معناگرا به نام ساواریا خواهیم بود. در کل ما العان شاهد این هستیم که سبک فیلم سازیه متفاوت یا واقع گرا در سینمای بالیوود برای خودش کاملا جا باز کرده و فیلم های زیادی از این دست ساخته میشه و زیر شاخه های زیادی رو در خودش باز کرده، مثل ساختن فیلم های چند داستانی. فیلم های چند داستانی به فیلم هایی میگن که در حال نمایش دادن چند داستان با بازیگران و کاراکتر های متفاوت در کنار هم هست. ساخت این نوع فیلم ها به دلیل داشتن چند داستان و موضوعات متفاوت ولی متمرکز در یک راستا و مسیر، بسیار پیچیده و مشکل هستند. ولی ما می بینیم که با کارگردانیه، کارگردانان جوان ولی بسیار با استعداد و خوشفکر به حرفه ای ترین شکل ساخته میشه. مثل فیلم مترو که بسیار موفق عمل کرد. دوستان برای آشنایی بیشتر و تخصصی تر با این فیلم و سبک داستان نویسیه فیلم های چند داستانی می تونید به وبلاگ مریم خانوم که یکی از حرفه ای ترین وب سایت های تجزیه و تحلیل سینمای هند هست مراجعه بکنید. پیشنهاد می کنم که حتما به سایت ایشون برید. و در کلام آخر می تونم بگم، یک دگرگونی و تحول و انقلاب جدید در صنعت فیلم سازیه بالیوود داره رخ میده و ما روز به روز شاهد گسترش اون هستیم و می بینیم که خودشو توی هر فیلمی نشون میده، من به جرات میتونم بگم که سطح و کلاس فیلم سازیه بالیوود بسیار بسیار بالاتر و غنی تر از فیلم هایی هستش که شش هفت سال پیش ساخته میشد. اینرو حتی خود کارشناسان و منتقدان سینمای بالیوود اعتراف می کنند که سطح فاکتور ها و معیار های انتخاب فیلم ها و بازیگران برتر در جشنواره های بالیوود بسیار بسیار بالاتر و حرفه ای تر از 10 سال قبل شده است. این یعنی اینکه در درجه اول توانایی بازیگران و هنرمندان به دلیل انتظارات بالا، خیلی بیشتر از قبل شده و دوم اینکه بالیوود نگاه واقعا بازتر و موشکافانه تری نسبت به تمام موضوعات پیدا کرده. به نظر من بالیوود خیلی سریع و با شتاب بسیار زیاد داره به سمت حرفه ای شدن و مطابقت با معیار ها و تحولات جدید فیلم سازی با کمپانیه هالیوود حرکت میکنه. که جای شکر بسیار داره. و اون چیزی که العان واقعا به چشم میاد اینکه بالیوود العان با 7 سال پیش اصلا قابل مقایسه نیست. و تمام این تحولات و نوع آوری در ساختار فیلم سازی چه در عرصه فیلم سازی و چه در عرصه کارگردانی و داستان نویسی همه از ساخته شدن فیلم بلک و کانک شکل گرفت. اونا بودن که خودشونو و موقعیت خودشونو برای ایجاد یک تحول در سینمای بالیوود فدا کردن. اونا بودن که مسیر جدیدی برای ساختن فیلم بوجود آوردن و تونستن در بالیوود بعد از 60 سال یک تحول رو بوجود بیارن تا بالیوود از این وضع عقب مونده خودش در بیاد و سرشو بالا بگیره و بتونه در سطح جهانی حرفی برای گفتن داشته باشه.
و البته این موضوع کاملا مشخصه که رانی موکرجی ملکه بی چون و چرای بالیوود بیشترین نقش رو در ایفای این تحول داشت چون او نقش اول همه فیلم هایی که مثال زدم بود. رانی موکرجی بود که بلک رو بازی کرد و فیلم کانک رو به قیمت از دست دادن جایزه در جشنواره به فنا، نقشی که قبل از کاجول به خود اون پیشنهاد شده بود ترجیح داد. اون بود که به کاجول بازی در نقش یک دختر کور در فنا رو یاد داد. اسم رانی موکرجی همراه با شاهرخ خان به خاطر بوجود آورنده این نوع سبک فیلم سازی در تاریخ سینمای بالیوود ثبت خواهد شد. رانی کاری کرد که هیچ یک از بازیگران پیشکسوت زن که سابقه چنین دهه فعالیت توی بالیوود دارن و بالیوود هر چی داره همه رو مدیون هنر نماییه اونا هستش(از جمله بازیگر محبوب خودش، خانوم سری دیو، کریشما کاپور، مادوری دیکست و بقیه بزرگان که چند برابر رانی فیلم بازی کردن و چند برابر سن بازیگریه رانی توی بالیوود مشغول بودن) نتونستن کار هایی در ژانر بلک یا کانک یا بابول و لاگا چوناری مین داگ ارائه بدن. رانی موکرجی تنها بازیگر زنی بود که جرات و توانایی اینو داشت که بیاد در فیلم بلک با گریم خاصی که فکر نمی کنم هیچ بازیگر دیگه ای مایل به قبول اون باشه این طور بازی کنه فیلمی که اگه کسی رانی رو نشناسه قول میدم نمی تونه تشخیص بده که بازیگر نقش میشل آیا واقعا کور بود یا نه.! من نمیخوام وارد مسائل مربوط به بازیگران بشم. و بحث در مورد برتری ها و توانایی های رانی و مقایسه اون با سایر بازیگران و پیشکسوتان بالیوود رو مطرح بکنم چون واسه اون یه پست ویژه لازم هستش و احتیاج به مواد منفجره زیادی برای ترکوندن داره، هر چند که اثبات بهترین بودنش هم کار سختی نیست. فکر کنم با صحبت های به جواب این سوالات رسیدیم که چرا کار های رانی موفقیت فوق العاده ای از نظر فروش در گیشه های کسب نمی کنن ولی در خارج از کشور در کشور های چشم و گوش باز به عنوان پر فروش ترین و برترین فیلم هی ارائه شده از سینمای بالیوود معرفی میشن. تجزیه و تحلیل کل سینمای بالیوود کار بزرگیه که نه من در حد انجامش هستم و نه اینجا جاشه. و من امروز فقط نظرمو در مورد مسیر و روند فعلیه فیلم سازیه بالیوود مطرح کردم چون دیدم که واقعا لازم هستش که به این حرکت جدید که در فیلم لاگا کاملا مشخصه پرداخته بشه. و نگاه به سایر مشکلات، از جمله بررسی فعالیت کمپانی های فیلم سازیه مختلف، مسائل مربوط به وجود بازار سیاه در سینماها، دست های پشت پرده در انتخاب بازیگران ، تجزیه و تحلیل علت شکست خوردن فیلم ها و البته اتفاقات و حواشیه موجود در پشت صحنه فیلم ها و غیره.... میتونه موضوعات دیگه ای برای تحلیل سینمای بالیوود باشه که چقدر خوب هستش که یکی بیاد و این نوع مسائل رو مورد کنکاش قرار بده. ببخشید که پر حرفی کردم. امیدوارم که با دیدگاه های من موافق باشین. و اگه نظری در موردش دارید حتما بگین تا منم با تفکرات شما خوانندگان عزیز آشنا بشم.
نوشته شده توسط جعفر در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت 11:1 | لینک ثابت |
|
|||||||||||||||